تو که بالا بلند و نازنینی

تو که بالا بلند و نازنینی
تو که شیرین لب و عشق آفرینی
در آن لب های افسونگر چه داری
در آن دل غیر شور و شر چه داری
چنین با مهربانی خواندنت چیست
بدین نامهربانی راندنت چیست

دل من تاب تنهایی ندارد
دل عاشق شکیبایی ندارد

#فالو#لایک
دیدگاه ها (۰)

به برگ گل نوشتم من تو را دوست می دارمولی افسوس او گل رابه زل...

I will never forget and will never forget the incident that...

من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام سیب را دست تو دیدم به گناه آ...

می توان با این خدا پرواز کردسفره دل را برایش باز کرد می توان...

دختر ِ حافظ! کجایی؟ آفتاب آورده امزیر ِ باران، کوزه بر دوشم ...

داستان نویسی پارت ۱فصل ۱: فرار در شب بارانیباران سیل‌آسا بر ...

yek tarafe part : 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط