روحم

روحم
همچون عقابی اوج نشین می ماند،
که آرزوهایش را پرواز می کند...
و جسمم
رهروی جاده ای است
یکطرفه،
جاده ای با یک مسافر
“من”
دیدگاه ها (۰)

از من میپرسی عشق چیست؟چشم هایم را میبندم به تو فکر میکنم و ب...

شب‌ها جان می‌دهد براے زمزمه‌ها و عاشقانه‌هاے من و تـــــღــ...

اگه یکی یه روز ازم بخواد که یک نصیحت بهش بکنم بهش می گم "مبه...

شب قشنگ‌ترین اتفاقی است که تکرار می‌شودتا آسمان زیبایی‌اش را...

📚داستان کوتاهمردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغی گذ...

«ملودیِ عاشقی»دستانم سرد گونه هایم گُر گرفته قلبم در حال شکا...

آینه جنگل مانند اقیانوسی روحم را لمس می‌کرد ، حسی عجیب بود و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط