{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوشتم از تو

نوشتم از تو
تا دلم آرام شود ...

قرار بود حرف هایم , شعرهایم
مرا آرام کنند ...
من عهد بسته بودم ...

من نوشتم اما هر نوشته
صحنه ای بود از تو و من ,
من که خیالی بیش نبودم ...
هر روز تو پررنگ تر میشدی
و من کم رنگ تر ...
در نوشته هایم گم شدم ...
حل شدم در شعر هایم ...
فقط تو ماندی , فقط تو ...
چه زیبا , من تو شدم ...

این فاصله
این دلتنگی
از من , تو را ساخت .
تویی که مرا دوست داری ...
دیدگاه ها (۹)

.زنی که می‌رقصید، به مردی که می‌خندید گفت: چقدر خوبه که یادم...

خیلی هایمان،فکر میکردیمبدون کسی میمیریم...تمام میشویم و کسی ...

اسب پایش که بشکند، خلاصش می کنند. یا گلوله ای، دارویی، تزریق...

سر ظهر بود که مرد را در میدان شهر آتش زدند، گفتند کافر است. ...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ²⁴..نگاش کردمجونگ‌کوک : برگه های...

پارت ۶ فیکتا نیم ساعت جر و بحث کردن شب شد و تمام اعضا خواب ب...

oh, sorry! 🪭 :: https://wisgoon.com/p/B2IYLULDKXداستانم را ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط