سایهی سه و سه دقیقه: قسمت ششم
سایهی سه و سه دقیقه: قسمت ششم
برگشت سمت تکنسین.
«شما... کسایی که تصادف میکنن رو زیاد میارین اینجا، درسته؟ اونا هم همچین بریدگیهایی دارن؟» a.t
تکنسین«نه همچین چیزی ندیدم بیشتر به خاطر ضربه به بدنه ماشین کبود زخم میشن»
ا.ت نزدیکتر شد.
دستشو لرزون بالا آورد و نوک انگشتشو گذاشت کنار زخم.
پوست سرد و خط بریدگی مثل تیغ، یه حس عجیب بهش داد.
تکنسین« فکر نمیکنم بخاطر تصادف باشه »
« چرا؟ »a.t
تکنسین« زخمش خیلی عمیقه نمیتونه بخاطر تصادف باشه، تصادف همچین کاری نمیکنه »
« اره...درست میگی »a.t
همینحرف باعث شد که ا.ت به همه چیز شک کنه
ا.ت با سرعت از سردخانه بیرون اومد
همه از جاشون بلند شدن و نزدیک ا.ت رفتن
ولی ا.ت بدون اینکه به کسی اجازه حرف زدن بده، گفت:
« میرم اداره »a.t
همگی با هم: «چی؟!»
« ا.تکجا میخوای بری؟ سونگوو هنوز... »sooa
هنوز حرف سوا کامل نشده بود که ا.ت محکم جواب داد:
« مرگ سونگوو تصادفی نبوده، مطمئنم که یکی باهاش اینکارو کرده »a.t
+ : «ا.ت، پزشک قانونی گفته که تصادف بوده...»
« دوباره چک میکنیم، شما دوتا.. »a.t
_ : «بله خانم؟»
« جواب چزشک قانونی وقتی اومد برام بیارید اداره »a.t
_ : «چشم خانم.»
« ا.ت...(بلند) »sooa
ا.ت بدون توجه به صدای سوا، از بیمارستان بیرون رفت.
« سوا برو دنبالش،پیششباش »jk
« بله رئیس »sooa
« ا.ت وایساااا(بلند) »sooa
_ : «رئیس، ما چیکار کنیم؟»
« به حرفای ا.ت گوش بدید. هرچی که میخواد براش ببرید. ولی قبلش به من تیر بدید... حالا هم مرخصید »jk
_ : «چشم.»
+ : «جئون، حالا باید چیکار کنیم؟»
« هیچی، خودش بعدا میفهمه که فقط تصادف بوده »jk
+ : «فکر نمیکنم ا.ت حالا حالا ولکن باشه.»
دستش روی شون جئون میزاره
+ : « امیدوارم فکرهمه جاشو کرده باشی »
برگشت سمت تکنسین.
«شما... کسایی که تصادف میکنن رو زیاد میارین اینجا، درسته؟ اونا هم همچین بریدگیهایی دارن؟» a.t
تکنسین«نه همچین چیزی ندیدم بیشتر به خاطر ضربه به بدنه ماشین کبود زخم میشن»
ا.ت نزدیکتر شد.
دستشو لرزون بالا آورد و نوک انگشتشو گذاشت کنار زخم.
پوست سرد و خط بریدگی مثل تیغ، یه حس عجیب بهش داد.
تکنسین« فکر نمیکنم بخاطر تصادف باشه »
« چرا؟ »a.t
تکنسین« زخمش خیلی عمیقه نمیتونه بخاطر تصادف باشه، تصادف همچین کاری نمیکنه »
« اره...درست میگی »a.t
همینحرف باعث شد که ا.ت به همه چیز شک کنه
ا.ت با سرعت از سردخانه بیرون اومد
همه از جاشون بلند شدن و نزدیک ا.ت رفتن
ولی ا.ت بدون اینکه به کسی اجازه حرف زدن بده، گفت:
« میرم اداره »a.t
همگی با هم: «چی؟!»
« ا.تکجا میخوای بری؟ سونگوو هنوز... »sooa
هنوز حرف سوا کامل نشده بود که ا.ت محکم جواب داد:
« مرگ سونگوو تصادفی نبوده، مطمئنم که یکی باهاش اینکارو کرده »a.t
+ : «ا.ت، پزشک قانونی گفته که تصادف بوده...»
« دوباره چک میکنیم، شما دوتا.. »a.t
_ : «بله خانم؟»
« جواب چزشک قانونی وقتی اومد برام بیارید اداره »a.t
_ : «چشم خانم.»
« ا.ت...(بلند) »sooa
ا.ت بدون توجه به صدای سوا، از بیمارستان بیرون رفت.
« سوا برو دنبالش،پیششباش »jk
« بله رئیس »sooa
« ا.ت وایساااا(بلند) »sooa
_ : «رئیس، ما چیکار کنیم؟»
« به حرفای ا.ت گوش بدید. هرچی که میخواد براش ببرید. ولی قبلش به من تیر بدید... حالا هم مرخصید »jk
_ : «چشم.»
+ : «جئون، حالا باید چیکار کنیم؟»
« هیچی، خودش بعدا میفهمه که فقط تصادف بوده »jk
+ : «فکر نمیکنم ا.ت حالا حالا ولکن باشه.»
دستش روی شون جئون میزاره
+ : « امیدوارم فکرهمه جاشو کرده باشی »
- ۹.۰k
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط