{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امیدوارم و وقتی مردم منو بسوزونن و وقتی ذره های وجودم توی

امیدوارم و وقتی مردم منو بسوزونن و وقتی ذره های وجودم توی هوا پخش شدن، غبارِ دستام بیاد بشینه رو موهات، بعد از مرگ نوازشت کنم.
یا اگر قرار بود دفنم کنن یه بید مجنون روی مزارم بکارن، شاید یه روز راهت این سمتی افتاد، بیا زیر سایه م بشین.
یا خاکسترمو بریزن توی اب دریا، گذرت که به دریا افتاد قاطی موجا میشم و آرومت می‌کنم.
یا میرم توی آسمون و با بارون میبارم هرجا که تو هستی.
یا با باد قاطی میشم و یه غبار کوچیک میشم روی پنجره اتاقت، حداقل چندروز میتونم بهت خیره بشم.
یا می‌گم خاکسترمو تبدیل به بذر کنن و یه درخت بشم، از چوبم ساز بسازن و هدیش بدن به تو. هر بار توسط تو نواخته می‌شم.....


#Blue
دیدگاه ها (۰)

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

زیبای کوچک فریبکار

پارت ۳۱

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

#in_your_eyes"ادامه پارت ۸۸"ویو کایلافقط دلم میخواست مطمئن ب...

*— صحبت‌های جین درباره تمرین کردن با جیمین:🐹: «وقتی ورزش می‌...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۶: شامی که آروم نبودسوآ چند دقیقه بعد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط