{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگی، نامِ دیگرِ توست در غیابِ تو. هر چه عمیق‌تر به درو

دلتنگی، نامِ دیگرِ توست در غیابِ تو. هر چه عمیق‌تر به درونم می‌نگرم، تو را واضح‌تر می‌بینم؛ انگار که خیالت، بافتِ اصلیِ روحم شده باشد. این که دوری، تلخ است؛ اما این که حتی در پنهانی‌ترین گوشه‌یِ افکارم حضور داری، چنان شیرین است که بر تمامِ این رنج، لبخند می‌زنم. من وارثِ این دردِ باشکوهم؛ دردی که بویِ تو را می‌دهد و از هر آرامشی، برایم خواستنی‌تر است. تو دورترین نزدیکِ منی که در عمقِ هر فکرم، نفس می‌کشی.
دیدگاه ها (۲۱)

شاید با شعر شروع شود و با شاخه‌های گل ادامه پیدا کند، اما ته...

در نهایت، پس از تمامِ هیاهوها، یک زن در رابطه نه به دنبالِ م...

دلم یک کلبه‌یِ چوبی می‌خواهد در انحنایِ دورترین جاده‌یِ جنگل...

همیشه همه‌چیز آرام نیست. گاهی اقیانوسِ وجودِ آدم، شاهدِ جنگِ...

-چرا می‌نویسم ؟شاید برای آنکه واژه‌ها تنها پناهگاهم شده‌اند ...

زندگی را سپاسبرای موهبت‌های بسیارشبرای چشمانی که به من دادتا...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط