{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون شب هيچ اعتـ ـراضی نكردم، فقط اروم اومد دمه گوشش گفتم:

اون شب هيچ اعتـ ـراضی نكردم، فقط اروم اومد دمه گوشش گفتم:
- يه شب وقتی هيـ ـشكی حواسش بهت نيس ياده من ميفتی و دلت برام تنـ ـگ ميشه...!

-
دیدگاه ها (۱)

هر ڪارۍ ڪردیم پشـٺ سرموטּ حرف زدטּ..🏃هر شڪلۍ شدیم پشـٺ سرموט...

پارت 7از زبان برایان چونش رو گرفتم پ اوردمش سمت خودم.. در گو...

عاشقانه ای در دهه ۵۰ پارت ۶۸ویو املیا توی اتاق نشسته بودم خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط