{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برده داران زمانها چوب حراجم زدند

برده داران زمانها چوب حراجم زدند
دست اول تا برآمد خود خریدم خویش را
بزم سازان جهان می از سبوی پر خورند
من تهی پیمانه بودم سر کشیدم خویش را...
دیدگاه ها (۳)

کاش یه روزی همه ی آدما به این درک و شعور برسن کهآدما اسباب ب...

دوست داشتن باخودش درد دارهدردایی که همیشه باهات میمونه..

یک انسان اگر بخواهدحتی با صدایش هم می‌تواند در آغوشت بگیرد.

به آدم‌های نیمه‌وقت جایگاه تمام‌وقت در زندگیمون ندیم.👌موافقی...

پارت ۱ | کودکیهفت سالم بود.خونه پر از سر و صدا بود. همه برای...

ستاره پوش مخملی خواهش اجباری از زبان آنتونی part43

پارت ۳صبحِ روزِ دوم، زودتر از روزِ قبل بیدار شدم. نه به خاطر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط