{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاه اول

نگاه اول💖🌔
پارت ⁴⁹


دیانا، ایییی ارسلان درد دارممم



ارسلان، اخ بچم داره میاد بدو اماده شو بریم دکتر


دیانا، اومم رفتم اماده شدم و رفتیم دکتر



ارسلان، روز زایمان هست استرس دارم دیانا رفت ط اتاق عمل



دیانا، رفتم ط اتاق عمل بیهوش کرد خانوم پرستار



.....³ساعت بعد........


ارسلان، ی صدای گریه نوزاد امد
اخ عشقم امد ب این زندگی ما



دکتر،ارسلان کاشی برید دخترتون رو از خانومتون بگیرید


ارسلان، چشم
رفتم ط اتاق دخترمو گرفتم از دیانا
دختر خودمهه


دیانا، اخ اخ اومم اسمش چیه


ارسلان، نگار



دیانا، عا قشنگه



ارسلان، عاره




......... چند سال بعد........
دیدگاه ها (۰)

نگاه اول💖🌔پارت⁵⁰پارت اخر ارسلان، الان نگار ¹⁶سالشه و کلاس ده...

اسم این پارت جهنم من💀⚰️تو این رمان همه اکیپ هستش و ط ی دانشگ...

نگاه اول 💖🌔پارت⁴⁸دیانا، رفتم دکتر ازمایش دادم بچه دار بودم...

نگاه اول 💖🌔پارت ⁴⁷ارسلان، دیانا رو بردم ط وان خودم رفتم حمو...

رمان بغلی من پارت ۱۶۹و۱۷۰و۱۷۱و۱۷۲لیلا:بله تو بچم معلوم نیست ...

رمان بغلی من پارت ۱۳۸و۱۳۹و۱۴۰ستایش: خاک تو سرم دیانا محکم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط