part
#part_10
#آرتیست_منحرف
[سئول،پنجشنبه،ساعت ۰۷:۱۵]
«بازم آلارم گوشیش داشت زنگ میخورد...دلش نمیخواست از تختش دل بکنه اما مجبور بود...هنوز چشماش کاملا باز نشده بودند...اما سمت حموم رفت با برخورد آب گرم به بدنش بلاخره تونست چشماشو کامل باز کنه و هوشیار بشه...بعد از حموم کامل اومد بیرون...که با دیدن گوشیش روی تخت یاد دیشب افتاد..." لعنتی اون پرونده های قرداد فاکی کجا گذاشتی؟" ... سریعا شتاب زده سمت گوشیش رفت دوباره با همون شماره دیشب تماس گرفت اما با شنیدن"شماره در دسترس نمیباشد"چندین چندین بار امتحان کرد اما بعدش چند تا بوق میخورد قطع میشد...بیخیال نمیشد به این زودیا باید از آب درمیآورد که این کار کی بوده...در همین عین یاد کار دیشبش افتاد به این کار عاقلانه ش آفرینی به خودش گفت...»
[ فلش بک:سئول،چهارشنبه،ساعت۲۰:۴۰]
«بعد از قطع کردن تماش با جین هیونگش...وقتی برگشت پشت سرش احساس کرد سایه ای دید انگاری کسی فال گوش وایساده باشد...به صندوق پرونده ها نگاهی انداخت...در اتاقش که نمیه باز بود کاملا باز کرد دور برشو نگاه کرد...کسی نبود...درو بست از پشت قفل کرد...به اتاق و پنجره ها نگاه کرد...ببینه کسی قایم شده یا نه...دید که کسی نبود سمت صندوق رفت...و...»
پایان پارت ۱۰
مرسی که تا اینجا خوندید!
از سناریو بالا و این پارت امیدوارم لذت ببرید!
حمایت یادت نره!
لایک؟کامنت؟بازنشر؟فالو؟
ایگ؟نکن قشنگم🍒✨
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین#فیک_بی_تی_اس#اسمات#رمان#فیک
#آرتیست_منحرف
[سئول،پنجشنبه،ساعت ۰۷:۱۵]
«بازم آلارم گوشیش داشت زنگ میخورد...دلش نمیخواست از تختش دل بکنه اما مجبور بود...هنوز چشماش کاملا باز نشده بودند...اما سمت حموم رفت با برخورد آب گرم به بدنش بلاخره تونست چشماشو کامل باز کنه و هوشیار بشه...بعد از حموم کامل اومد بیرون...که با دیدن گوشیش روی تخت یاد دیشب افتاد..." لعنتی اون پرونده های قرداد فاکی کجا گذاشتی؟" ... سریعا شتاب زده سمت گوشیش رفت دوباره با همون شماره دیشب تماس گرفت اما با شنیدن"شماره در دسترس نمیباشد"چندین چندین بار امتحان کرد اما بعدش چند تا بوق میخورد قطع میشد...بیخیال نمیشد به این زودیا باید از آب درمیآورد که این کار کی بوده...در همین عین یاد کار دیشبش افتاد به این کار عاقلانه ش آفرینی به خودش گفت...»
[ فلش بک:سئول،چهارشنبه،ساعت۲۰:۴۰]
«بعد از قطع کردن تماش با جین هیونگش...وقتی برگشت پشت سرش احساس کرد سایه ای دید انگاری کسی فال گوش وایساده باشد...به صندوق پرونده ها نگاهی انداخت...در اتاقش که نمیه باز بود کاملا باز کرد دور برشو نگاه کرد...کسی نبود...درو بست از پشت قفل کرد...به اتاق و پنجره ها نگاه کرد...ببینه کسی قایم شده یا نه...دید که کسی نبود سمت صندوق رفت...و...»
پایان پارت ۱۰
مرسی که تا اینجا خوندید!
از سناریو بالا و این پارت امیدوارم لذت ببرید!
حمایت یادت نره!
لایک؟کامنت؟بازنشر؟فالو؟
ایگ؟نکن قشنگم🍒✨
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین#فیک_بی_تی_اس#اسمات#رمان#فیک
- ۲۸۰
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط