{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PARIS

"سه شب در پاریس" ۲
گوله برف
-----------------------------------------

"۱۱:۰۰ صبح"
دستمو تو پالتوی کرمی رنگم کردم تا مانع یخ زدن دستام بشم...سرمو سمت آسمون چرخوندم و به دونه های کوچیک برف که از آسمون آبی رنگ می‌بارید با لبخند خیره شدم با صدای خنده های بلند سمت صدا برگشتم خانواده سه نفره ای رو دیدم که با دختر کوچیکشون برف بازی میکردن...سرمو کج کردم و با لبخند به منظره رو به روم خیره شدم با برخورد گوله برفی به پشت پالتوم با تعجب برگشتم و با دیدن همون پسر تو کافه چشمام گرد شد دستشو به پشت گردنش برد و آروم گردنشو خاروند و سرشو با خجالت انداخت پایین
-ببخشید فکر کنم زیا...
با پرت شدن گوله برفی تو صورتش حرفش نصفه موند و آروم عینکشو که با برف یکی شده بود از چشمش دراورد و با لبخند شیطونی نگام کرد...سمت زمین خم شد و با عجله چندتا گوله برف رو کنار هم چسبوند و با برداشتن اولین قدمش سمتم با تمام توانم دوییدم صدای خنده هامون همه جا پیچیده بود...با برخوردم به تیکه سنگ رو زمین درجا با کف دست افتادم رو زمین
-هی...هی حالت خوبه؟
با صدای پر از بغض دستامو مشت کردم و لب زدم
+من....من
-تو چی
دستشو سمتم خم کرد که با پرتاب برفای تو دستم به سینه اش به سمت عقب پرت شد و افتاد رو زمین دستامو آروم تو هوا تکون دادم و خندیدم
+من بردم
لبخندی زد و همزمان با تمیز کردن عینکش لب زد
-من باختم مادام نارنیا
دستامو آروم آوردم پایین و با کلمه "مادام نارنیا" لبخند نرمی تحویلش دادم از جا بلند شدم و دستمو سمتش خم کردم...بعد از چند ثانیه مکث کردن دستمو گرفت و آروم از جا بلند شد
+چجوری پیدام کردی
آروم کنارش قدم زدم به سمت مقصد تا مشخصی
-تازه از قرار کاریم اومده بودم دیدم یه دختر کوچیکی به اون خانواده خیره شده
خنده کوتاهی کردم و دستامو کردم تو جیبم و به خورشیدی که پشت ابرا قایم شده بود نگاه کردم
-جای مشخصی میری؟
سرمو به معنی نه تکون دادم
+نه...ایده ای ندارم...البته اینجارو بلد نیستم
-نزدیک کریسمسه...همین نزدیکیا کنار یه دریاچه کوچیک یه درخت کریسمس بزرگ گذاشتن امشب اجرای رقص دارن...فکر کنم خوشت بیاد .
با چشمام که خوشحالی توش موج میزد بهش خیره شدم و دستامو کوبیدم بهم
+کوکی ام داره؟
خنده کوتاهی کرد و سرشو تکون داد
-ساعت ۸...دم کافه میبینمت
به پشت آروم قدم برداشت و دستی تکون داد با دیدن سکوی پشت سرش داد زدم
+ حواست به...
با برخورد یهوییش به سکو خنده بلندی کردم سریع خودشو جمع کرد و با خنده ازم دور شد
"۷:۲۰ هتل عصر"
دامن کوتاه با جنس مخمل کلفت کرمی رنگم رو از چمدون برداشتم و همراه لگ رنگ پا(کرمی) پوشیدم تا سرما اذیتم نکنه...پیرهن مردونه سفیدی تنم کردم و دورس گشاد کرمی رنگی روش پوشیدم یقه های پیرهن مردونه رو از زیر دورس درآوردم و انداختم رو یقه دورسم...گیره پاپیون سفیدی رو به موهای کوتاهم زدم و با ذوق به خودم تو آیینه نگاه کردم و با دیدن ساعت کیف کوچیکمو برداشتم و سمت در اتاق قدم برداشتم

#jungkook #taehyung #جونگکوک #تهیونگ #بنگتن
دیدگاه ها (۱۷)

PARIS

@cansio نینی کوچولوی منو حمایت نمیکنید؟🤓💓#jungkook #taehyung...

PARIS

CASINO_LAST PART

casino7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط