{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوا بوی خون میداد

هوا بوی خون میداد
بوی گناه،بوی انتقام
این هوایی ک داره ازش نفس میکشه بوی خون بهترین فرد زندگیش رو میداد
این دره همون جایی بود ک با ی اشتباه و از دست دادن کنترل اعصابش زندگی خرس عسلیش رو برای همیشه با دستهای خودش تموم کرد
ساعت ۱۲ شب بود دقیقا همون ساعت نحس
نزدیک دره شد و با صدای بلند هرچی ک تو این سال ها تو دلش ریخته بود رو بیرون ریخت:عزیز کرده من قراره بیام پیشت اره قرارع بالاخره برای اولین بار خوشحالت کنم
یادته میگفتی همیشه تو دلت مونده بود تا یکم باهات مهربون رفتار کنم؟اما..اما من کور بودم و اذیتت کردم هیچوقت باهات خوب رفتار نکردم ولی نمی‌خواستم نمی‌خواستم ک اینجوری هم از دستت بدم من مغرور و خودخواه بودم هیچوقت نخواستم باور کنم ک واقعا با تمام وجودم میخوامت اما الان اینو با گوشت و پوستم میفهمم ولی خیلی دیر شده چون تو نیستی تو نیستیییی
اما منتظر باش چون من دارم میام پیشت
زحمتی برای پاک کردن اشکاش نکشید
و چشاشو بست و خودشو از دره پرت کرد و یک بار برای همیشه این زندگی بی معنی رو تموم کرد...
Na...♡
دیدگاه ها (۸)

_هردومون ب اینکه چیزها رو به خاطر نیاریم عادت کردیم.راحت اجا...

ارع اون فکر کرد ک همه چی تموم شد ولی هیچوقت همه چی ب میلش پی...

شاید غمگین باشه ولی امشب بدجور ب یادت افتادم و دوباره و دوبا...

۲۵ فروردین این تاریخ بدترین خاطره هارو رقم زدساعت ۱۹:۳۰فرورد...

@sahar1820

همه جا رو گشدم زیر و رو کردم اخر سر به این تنیجه رسیدم .چرا ...

عشق کصشر هستش ریدم تو عشق کاش اون روز باهات آشنا نمی شدم کاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط