{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلنوشته های من

🌱🍒دنیایش مثل برزخ بود
واودر میانه آن ایستاده بود و آدمهایی که می آمدند و می رفتند. بدون هیچ حسی به آنها ،نه می گفت بمانید و نه بروید. خب! انتخاب خودشان بود....🌱🍒
#دلنوشته های_من
یکشنبه ۱۴۰۳/۸/۲۷ ۲۰:۱۵
دیدگاه ها (۳)

🌱🍒جرم این دل همه آن است که دل عاشق توستچه بگنجد بخیالم که خی...

🌱🍒دراین جهان فلسفه ای نیافتم بشر نمی اندیشد به آسمان می نگرد...

🌱🍒هر آنچه در قلب می گذرد را نمی توان‌گفت.برای همین است که خد...

#گیلان_من#لوبیا_املت

قــســمــتـــ پـنـجـمــ ـــــــ ویـو یـونـگـیــ :از در عمارت...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۶مدریا با نوره کمی که از لایه پنجره ها ...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART²...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط