{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)
Part:6
کوک:این چرا بی نمکه هان*داد
ا.ت:ب ببخشید از این به بعد بیشتر حواسمو جمع میکنم
کوک:ایندفعه چیزی نمیگم ولی اگه بازم تکرار شه با همین غذا خفت میکنم*عصبی
ا.ت:ب باشه
کوک:خوبه
.........
ساعت چنده؟
ا.ت:۶
کوک احتمالا یه ساعت دیگه بیاد شام و چیکار کنم ؟فعلا یکم تو خونه بگردم ببینم چی میشه
بلند شدم و رفتم که تو خونه بگردم
ا.ت:لعنتی این خونه چقد مجهزه
&کمکک لطفا یکی کمک کنه منو از اینجا بیارین بیرون*داد و گریه
ا.ت:این صدایه چیه
رفتم سمت صدا
ا.ت:اینجا زیر زمینم داره؟
اروم درو باز کردم و رفتم پایین با چیزی که دیدم خشکم زد دو نفر غرق خون با زنجیر بسته شده بودن
×خانم شما کی هستین
&این مهم نیست الان خانم لطفا نجاتمون بدین اقای جئون مارو اینجا زندانی کرده و شکنجمون میده لطفا کمکمون کنین *گریه
ا.ت:اون چرا اینکارو کرده
×نمیدونیم خانم فقط لطفا نجاتمون بدین
ا.ت:ب باشه صبر کنین ببینم چطوری میتونم قفل زنجیرارو باز کنم
رفتم سمتشون که
کوک:ا.ت کدوم گوری رفتی*داد
ا.ت:لعنتی...زود بر میگردم باید برم
با دو از انبار زدم بیرون و درو بستم رفتم پذیرایی
ا.ت:ب بله
کوک:کجا بودی*داد
ا.ت:س سرویس
کوک:شام اماده کن من میرم دوش بگیرم
ا.ت:ب باشه
و رفت بالا رفتم سمت اشپز خونه و شروع کردم ولی فکرم پیش اون دو نفر بود
ا.ت:باید کمکشون کنم.....

«عشقی در حصارِ درد.»
دیدگاه ها (۹)

عسلمون فالوشه @taehyung_1377

زیبا فالوشه @army_vk

love in the dark⑥③شش سال گذشتتو این شش سال سال اول که دکتر ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط