برای منی که وجود خدا رو توی
برای منی که وجود خدا رو توی
لحظه ی لحظه ی زندگیم احساس کردم
خدا هیچ جای دور نیست!
توی آسمون ها نیست!
توی هیچ معبد و مسجدی هم نیست!
برای من خدا یه نورمطلق درست
میون قلبم!
که هروقت صداش میکنم،
که هروقت بهش پناه میبرم تموم زندگیم
رو روشن میکنه و من رو غرق محبت خودش!
که هروقت احساس میکنم،
دارم از هم میپاشم من رو محکم بغل میکنه...
هروقت پام میلغزه و دارم مرگ رو
تصور میکنم میرسه و بالِ پروازم میشه...
میدونی برای من خدا یه رحمت بینهایته...
یه لطف بی کران!
یه معجزه ی لحظه ی آخر یه راه نجات!
یه بغلِ امنِ همیشه باز...
لحظه ی لحظه ی زندگیم احساس کردم
خدا هیچ جای دور نیست!
توی آسمون ها نیست!
توی هیچ معبد و مسجدی هم نیست!
برای من خدا یه نورمطلق درست
میون قلبم!
که هروقت صداش میکنم،
که هروقت بهش پناه میبرم تموم زندگیم
رو روشن میکنه و من رو غرق محبت خودش!
که هروقت احساس میکنم،
دارم از هم میپاشم من رو محکم بغل میکنه...
هروقت پام میلغزه و دارم مرگ رو
تصور میکنم میرسه و بالِ پروازم میشه...
میدونی برای من خدا یه رحمت بینهایته...
یه لطف بی کران!
یه معجزه ی لحظه ی آخر یه راه نجات!
یه بغلِ امنِ همیشه باز...
- ۸.۸k
- ۲۳ مهر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط