The Boss Savage
The Boss Savage
part10
با شنیدن صدای وارد کردن رمز در کل اعضای تیم از جاشون بلند شدن و منتظر به در خیره موندن تا ببینن بلاخره فرماندشون تصمیم به اومدن گرته یا نه؟
وراد اپارتمان شد و وقتی چهره های منتظر همه رو دید بدون هیچ حرفی به سمت اتاقش حرکت کرد وقبل از اینکه در وببینده گفت:
+اماده شید پارک منتظرمونه...
این صدای فریاد خوشحالی کل تیم بود که داخل اپارتمان پیچید...
................................................................................
مرد محافظ نگاهش رو بینشون چرخوند و بعد دوباره با تردید به کارت دعوات داخل دستش نگاه کرد.
یونگی: مشکلی پیش اومده!؟
پرسید و منتظر به مرد خیره شد.
بار دیگه نگاهش رو بین چهار نفر چرخوند و بعد از مکث کوتاهی روی جونگکوک بدون هیچ حرفی کمرش رو صاف کرد وبا اشاره به داخل تعظیم کوتاهی به چهار مرد رو به روش کرد:
*خوش اومدین اقایون.
سری تکون داد و با پا گذاشتن به حیاط ویلا بدون اینکه کسی متوجه بشه شروع به بررسی ویلا کردن.
جاسپر: اینجا زیادی بزرگه
یونگی: هایجین کی وقت کرد انقدر پول دار بشه که ما نفهمیدیم؟
جین با ارنجش رو به یونگی زد و به جونگکوک که بدون هیچ حرفی کنارشون راه میومد اشاره کرد.
+از همون اول همینقدر پولدار بود فقط پنهانش کرده بود.
بدون هیچ حسی گفت و نگاهش رو داخل حیاط چرخوند.
بهشون اجازه ورود ماشین رو نداده بودن پس این نشون میداد ماشین های به ترتیب پارک شده داخل حیاط همارت همگی مال صاحب ویلا بودن و جونگکوک به خوبی از علاقه ی اون زن به ماشین های مختلف اطلاع داشت.
سرش رو به شدت تکون داد تا از یاداوری خاطرات گذشته اش جلوگیری کنه.
با رسیدن به درب ورودی ویلا نگاهی بین هم رد و بدل کردن با تایید سر نشون دادن هرکدوم میدونن باید تو چه موقعیتی قرار بگیرن.
وارد شدن به سالن اصلی صدای موزیک ملایم و صحبت های مهمانان داخل گوششون پیچید.
چطور بود؟؟؟
part10
با شنیدن صدای وارد کردن رمز در کل اعضای تیم از جاشون بلند شدن و منتظر به در خیره موندن تا ببینن بلاخره فرماندشون تصمیم به اومدن گرته یا نه؟
وراد اپارتمان شد و وقتی چهره های منتظر همه رو دید بدون هیچ حرفی به سمت اتاقش حرکت کرد وقبل از اینکه در وببینده گفت:
+اماده شید پارک منتظرمونه...
این صدای فریاد خوشحالی کل تیم بود که داخل اپارتمان پیچید...
................................................................................
مرد محافظ نگاهش رو بینشون چرخوند و بعد دوباره با تردید به کارت دعوات داخل دستش نگاه کرد.
یونگی: مشکلی پیش اومده!؟
پرسید و منتظر به مرد خیره شد.
بار دیگه نگاهش رو بین چهار نفر چرخوند و بعد از مکث کوتاهی روی جونگکوک بدون هیچ حرفی کمرش رو صاف کرد وبا اشاره به داخل تعظیم کوتاهی به چهار مرد رو به روش کرد:
*خوش اومدین اقایون.
سری تکون داد و با پا گذاشتن به حیاط ویلا بدون اینکه کسی متوجه بشه شروع به بررسی ویلا کردن.
جاسپر: اینجا زیادی بزرگه
یونگی: هایجین کی وقت کرد انقدر پول دار بشه که ما نفهمیدیم؟
جین با ارنجش رو به یونگی زد و به جونگکوک که بدون هیچ حرفی کنارشون راه میومد اشاره کرد.
+از همون اول همینقدر پولدار بود فقط پنهانش کرده بود.
بدون هیچ حسی گفت و نگاهش رو داخل حیاط چرخوند.
بهشون اجازه ورود ماشین رو نداده بودن پس این نشون میداد ماشین های به ترتیب پارک شده داخل حیاط همارت همگی مال صاحب ویلا بودن و جونگکوک به خوبی از علاقه ی اون زن به ماشین های مختلف اطلاع داشت.
سرش رو به شدت تکون داد تا از یاداوری خاطرات گذشته اش جلوگیری کنه.
با رسیدن به درب ورودی ویلا نگاهی بین هم رد و بدل کردن با تایید سر نشون دادن هرکدوم میدونن باید تو چه موقعیتی قرار بگیرن.
وارد شدن به سالن اصلی صدای موزیک ملایم و صحبت های مهمانان داخل گوششون پیچید.
چطور بود؟؟؟
- ۶۸۰
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط