{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
شبی گفتم به قلیانم :که از جانم چه می خواهی؟
نوشت با خط دود خود :به دردت میخورم گاهی.،
تو بر من می نهی آتش که درد خود کنی تسکین..
من بیچاره می سوزم تو از حالم چه میدانی؟mhmd._.yz
دیدگاه ها (۱)

شب دلواپـسی ها هر قـدر کوتاهـتر، بـهترکه شاعر در شب موهای تو...

گفته بودی که : دوایی بکنم درد تراما در آن درد به امید دوای ت...

🌼🍃من با تو نگویم كه تو پروانه من باشچون شمع بیا روشنی خانه م...

چقدر قبل تو فرق داشتم یه عالم نقطه ضعف داشتمتوو کل کل با همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط