{% if state.amp %}
{% else %} {% endif %}
mhmd_yz
۲۰۵
پسند
.
.
شبی گفتم به قلیانم :که از جانم چه می خواهی؟
نوشت با خط دود خود :به دردت میخورم گاهی.،
تو بر من می نهی آتش که درد خود کنی تسکین..
من بیچاره می سوزم تو از حالم چه میدانی؟mhmd._.yz
دانلود
۱۰.۵k
۲۳ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (
۱
)
نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...
تو نقطهضعفم را نمیشناختی؛ سالها نگهبانش بودیاجازه بدهید...
«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکینهای آدم همین ...
پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...
Iove and the moonPart17با کلی خجالت پابه فرار گذاشتم وای ای...
پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...
پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...
✦ اولین گناه ✦فصل هجدهم: کسی که دنبالش گشت---دنبالش گشتم.اول...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین