{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که : دوایی بکنم درد ترا

گفته بودی که : دوایی بکنم درد ترا
ما در آن درد به امید دوای تو هنوز
ای که عمری سر من بر خط فرمان تو بود
تو به فرمان خودی، من به رضای تو هنوز
گر به شاهی برسم، سایه ز من باز مگیر
که گدای توام، ای دوست، گدای تو هنوز
mhmd._.yz
دیدگاه ها (۱۲)

تـو ثـریـای منی من شهریـارت در غزلمینشینم سالها چشم انتظارت ...

لایک،،کامنت،،فالو..یادت نررع✌

شب دلواپـسی ها هر قـدر کوتاهـتر، بـهترکه شاعر در شب موهای تو...

. شبی گفتم به قلیانم :که از جانم چه می خواهی؟نوشت با خط دود ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط