" این فکر که عاشق من سال ها پشت پنجره بخار گرفته ای می نش
" این فکر که عاشق من سال ها پشت پنجره بخار گرفته ای می نشسته، شیشه رابه اندازه یک کف دست پاک می کرده و زل می زده به ایوان خانه ما، به امید اینکه من از آن جا بگذرم، بی هیچ نشانه ای ، رمیده از من ، بریده از دنیا ، دلگیر،دلگیر،دلگیر، مگر می شود؟"
- عباس معروفی
- عباس معروفی
- ۳۹۹
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط