{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بجز غوغای عشق تو درون دل نمی‌یابم

بجز غوغای عشق تو درون دل نمی‌یابم
بجز سودای وصل تو میان جان نمی‌دانم.
دیدگاه ها (۱)

آبی که از این دیده چو خون میریزدخونیست بیا ببین که چون میریز...

دلبرا

گِردش همه جمع‌اند ولی جان‌به‌لبی نیستتحویل نگیرند مرا هم عجب...

در سر از وصلِ تو هر طایفه را سوداییدر جهان از تو به هر گوشه ...

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

ای ز سودای تو دل شیدا شدهزآتش عشق تو آب ما شدهعاشقان در جست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط