وقتی بهت خیانت کرده و اونشب تو بار...
P,2
با یه عصبانیت کم از رو شونم بلند شد و باعث شد منم سرمو صاف کنم و بهش نگاه کنم
جین: هی من تو رو اینجا نمیزارم دوست دارم بیشتر باهات آشنا شم از دخترایی که نترسن و گرم برخورد میکنم خیلی خوشم میاد اما امشب یه استثناییشو پیدا کردم
خنده ای کردم و سرشو رو شونم گذاشتم و با آرومی گفتم
ا.ت: چرا دوستشون داری؟چون احمقانه تو دام پسرا میفتن؟
جین: مادرم اینجوری بود
با این حرف یه دقیقه فکر کردم نکنه این پسر فقط کله شقه و کثیف نیس؟
ا.ت: بود؟!
جین: اهوم مرده و الان حس میکنم کنار مادرمم و انگار تو دختر خوبی نیستی حرکاتت خیلی اغوا کننده بود
ا.ت: اره من دختر بدیم...باید بد باشم....اگه هفته پیش منو میدیدی این رفتارم نقطه برعکس این بود منی که نگاه هیچ پسری نمیکردم و مراقب بودم چی میپوشم چطوری رفتار کنم کسی فکر بدی نکنه و اینا
تک خنده تلخی زدم و ادامه دادم
ا.ت: بخاطر خیانت دوست پسرم میخوام عوضی باشم
چیزایی که خواستیم سر میز گذاشته شدن و جینم انگار پشیمون شد از حرفش و چیزی نگفت
ا.ت: بگو آآآآآآ
جین: آآآآآممم
ا.ت: افرین اروم بجو
خودمم خوردم که جین اروم بغلم کرد
جین: بد قضاوت کردم اون پسر خیلی عوضی بوده منو ببخش...فک کردم دارم با یه فاحشه میرقصم نه یه دختر مظلوم
ا.ت تو مرز گریه بود خیلی دلش برا دوست پسرش تنگ شده بود و حالا کنار یه مرد غریبه نشسته بود و نمیدونست داشته راست میگفته یا داره تظاهر میکنه...یهو صدای آشنایی کنار گوشش شنید
جیهوپ: برو یه شستشو مغزی پسر
جین: تو کی هستی؟
جیهوپ: همون دوست پسر عوضیای که حرفش بود
به صورتم که تو تعجب بود نکاه کرد و دستمو کشید که از صندلی افتادم و آخ بلندی گفتم...بهم نگاه کرد اما بی توجه دستمو با فشار بیشتری گرفت و زوی زمین کشیدم که یهو رو هوا بلند شدم...به صورت جلوییم نگاه کردم...جین بود
جین: برو بابا تو کی هستی؟
جیهوپ: اکسش
جین: منم دوستپسر الانش
هوبی: جدی عوضی هستی چطور تونستی تو یه هفته قلبتو بدی به یکی دیگه؟
ا.ت بالاخره زبون باز کرد و دستشو کشید
ا.ت: تو چطوری دو روزه عاشق یکی دیگه شدی؟ها؟
جیهوپ: من توضیح دارم
جین خنده ای کرد و ا،تی که براید بغل بود رو روی میز گذاشت و دستی به موهاش کشید
جین: خب توضیح بده آقا
هوبی: تو کی باشی
جین: حافظتو برم من دوست پسرشم
خواستم به جین بگم که درگیر نشو بد آسیب میبینی اما کار از کار گذشته بود جیهوپ سه تا توی وسط پا و هفت هشت تا مشت به جین زده بود
سمتم امد که رنگ از روم پرید
ا.ت: دست از...سرم برار
هوبی: تو مال منی
از روی میز بلند کرد و به سمت اتاقای بار رفت که شروع به تقلا کردم
ا.ت: خواهش میکنم تمومش کنننننن لطفا ولم کن
هوبی: صداتو نشنوم بیب
انداختم روی یکی از مبلا و در رو چهار قفله کرد به سمت امد که ....
۴۰🔞❤️
با یه عصبانیت کم از رو شونم بلند شد و باعث شد منم سرمو صاف کنم و بهش نگاه کنم
جین: هی من تو رو اینجا نمیزارم دوست دارم بیشتر باهات آشنا شم از دخترایی که نترسن و گرم برخورد میکنم خیلی خوشم میاد اما امشب یه استثناییشو پیدا کردم
خنده ای کردم و سرشو رو شونم گذاشتم و با آرومی گفتم
ا.ت: چرا دوستشون داری؟چون احمقانه تو دام پسرا میفتن؟
جین: مادرم اینجوری بود
با این حرف یه دقیقه فکر کردم نکنه این پسر فقط کله شقه و کثیف نیس؟
ا.ت: بود؟!
جین: اهوم مرده و الان حس میکنم کنار مادرمم و انگار تو دختر خوبی نیستی حرکاتت خیلی اغوا کننده بود
ا.ت: اره من دختر بدیم...باید بد باشم....اگه هفته پیش منو میدیدی این رفتارم نقطه برعکس این بود منی که نگاه هیچ پسری نمیکردم و مراقب بودم چی میپوشم چطوری رفتار کنم کسی فکر بدی نکنه و اینا
تک خنده تلخی زدم و ادامه دادم
ا.ت: بخاطر خیانت دوست پسرم میخوام عوضی باشم
چیزایی که خواستیم سر میز گذاشته شدن و جینم انگار پشیمون شد از حرفش و چیزی نگفت
ا.ت: بگو آآآآآآ
جین: آآآآآممم
ا.ت: افرین اروم بجو
خودمم خوردم که جین اروم بغلم کرد
جین: بد قضاوت کردم اون پسر خیلی عوضی بوده منو ببخش...فک کردم دارم با یه فاحشه میرقصم نه یه دختر مظلوم
ا.ت تو مرز گریه بود خیلی دلش برا دوست پسرش تنگ شده بود و حالا کنار یه مرد غریبه نشسته بود و نمیدونست داشته راست میگفته یا داره تظاهر میکنه...یهو صدای آشنایی کنار گوشش شنید
جیهوپ: برو یه شستشو مغزی پسر
جین: تو کی هستی؟
جیهوپ: همون دوست پسر عوضیای که حرفش بود
به صورتم که تو تعجب بود نکاه کرد و دستمو کشید که از صندلی افتادم و آخ بلندی گفتم...بهم نگاه کرد اما بی توجه دستمو با فشار بیشتری گرفت و زوی زمین کشیدم که یهو رو هوا بلند شدم...به صورت جلوییم نگاه کردم...جین بود
جین: برو بابا تو کی هستی؟
جیهوپ: اکسش
جین: منم دوستپسر الانش
هوبی: جدی عوضی هستی چطور تونستی تو یه هفته قلبتو بدی به یکی دیگه؟
ا.ت بالاخره زبون باز کرد و دستشو کشید
ا.ت: تو چطوری دو روزه عاشق یکی دیگه شدی؟ها؟
جیهوپ: من توضیح دارم
جین خنده ای کرد و ا،تی که براید بغل بود رو روی میز گذاشت و دستی به موهاش کشید
جین: خب توضیح بده آقا
هوبی: تو کی باشی
جین: حافظتو برم من دوست پسرشم
خواستم به جین بگم که درگیر نشو بد آسیب میبینی اما کار از کار گذشته بود جیهوپ سه تا توی وسط پا و هفت هشت تا مشت به جین زده بود
سمتم امد که رنگ از روم پرید
ا.ت: دست از...سرم برار
هوبی: تو مال منی
از روی میز بلند کرد و به سمت اتاقای بار رفت که شروع به تقلا کردم
ا.ت: خواهش میکنم تمومش کنننننن لطفا ولم کن
هوبی: صداتو نشنوم بیب
انداختم روی یکی از مبلا و در رو چهار قفله کرد به سمت امد که ....
۴۰🔞❤️
- ۶۶.۳k
- ۰۳ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط