همهتون یه مشت عوضی بیدرکید که فقط بلدید زر بزنید
***
«همهتون یه مشت عوضیِ بیدرکید که فقط بلدید زر بزنید.
فک کردید چی؟ من دردو حس نمیکنم؟ گریه نمیکنم؟
آره، راست میگید، من حتی اشکمم درنمیاد، بس که این زندگیِ کوفتی حالمو بهم زده.
ولی فقط یه بار، فقط یه بار اگه اون چشمای لاشیتون رو باز کنید و به این صورتِ ورمکرده و چشمای قرمزِ خونگرفتهم نگاه کنید، میفهمید دارم از تو چه جوری تیکه تیکه میشم. دستام داره میلرزه، یه جوری که انگار همین الان قراره بند و بساط این زندگی رو جمع کنم و بزنم به چاک.
اون فریادایِ پنیک که تو گلوم خفه میشه و نمیذاره هوا بره تو ریههامو که نمیبینید، چون سرتون تو کونِ خودتونه.
بعد من برمیگردم با یه لبخندِ کثیف میگم: "من خوبم، عالیم".
برید گمشید بابا!
فقط یه کم دیگه همینجوری تحمل کنید، همینقدر که خستهتون کردم، همینقدر که رو اعصابِ سگتون هستم.
تحمل کنید، چون یه روزی میرسه که دیگه نه این چشای قرمز هست، نه این دستای لرزون، نه این "خوبم" گفتنهایِ از سرِ اجبار.
اون روز وقتی ندارید که دیگه این وضع رو تحمل کنید، احتمالاً دلِ اون سنگِ توی سینهتون یه ذره تنگ میشه...
شایدم نشه، به درک! واسه من که دیگه فرقی نمیکنه، چون اون موقع من خیلی وقته که دیگه نیستم؛)
«همهتون یه مشت عوضیِ بیدرکید که فقط بلدید زر بزنید.
فک کردید چی؟ من دردو حس نمیکنم؟ گریه نمیکنم؟
آره، راست میگید، من حتی اشکمم درنمیاد، بس که این زندگیِ کوفتی حالمو بهم زده.
ولی فقط یه بار، فقط یه بار اگه اون چشمای لاشیتون رو باز کنید و به این صورتِ ورمکرده و چشمای قرمزِ خونگرفتهم نگاه کنید، میفهمید دارم از تو چه جوری تیکه تیکه میشم. دستام داره میلرزه، یه جوری که انگار همین الان قراره بند و بساط این زندگی رو جمع کنم و بزنم به چاک.
اون فریادایِ پنیک که تو گلوم خفه میشه و نمیذاره هوا بره تو ریههامو که نمیبینید، چون سرتون تو کونِ خودتونه.
بعد من برمیگردم با یه لبخندِ کثیف میگم: "من خوبم، عالیم".
برید گمشید بابا!
فقط یه کم دیگه همینجوری تحمل کنید، همینقدر که خستهتون کردم، همینقدر که رو اعصابِ سگتون هستم.
تحمل کنید، چون یه روزی میرسه که دیگه نه این چشای قرمز هست، نه این دستای لرزون، نه این "خوبم" گفتنهایِ از سرِ اجبار.
اون روز وقتی ندارید که دیگه این وضع رو تحمل کنید، احتمالاً دلِ اون سنگِ توی سینهتون یه ذره تنگ میشه...
شایدم نشه، به درک! واسه من که دیگه فرقی نمیکنه، چون اون موقع من خیلی وقته که دیگه نیستم؛)
- ۶.۶k
- ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط