من تو اعماق گهخوریهای خودم غرق شدم دیگه تقصیر هیچ
من تو اعماقِ گُهخوریهایِ خودم غرق شدم. دیگه تقصیرِ هیچکس نیست.
این خستگی، این درد، این لعنتی که تو سینهمه… مالِ خودمه. مالِ انتخابهایِ منه.
دیگه چشمام از گریه نیست که قرمزه؛ از بیدار موندنِ شبهاست، از دیدنِ همون گُهی که خودم ساختم.
دستم نمیلرزه از ترسِ شما؛ از سنگینیِ باریه که خودم رو دوشمه.
این جهنم، ساختهی خودمه. و من، مثلِ یه احمق، وسطِ آتیشش دارم جون میکنم.
فقط مونده ببینم کی وقتِ مُردنه.»
این خستگی، این درد، این لعنتی که تو سینهمه… مالِ خودمه. مالِ انتخابهایِ منه.
دیگه چشمام از گریه نیست که قرمزه؛ از بیدار موندنِ شبهاست، از دیدنِ همون گُهی که خودم ساختم.
دستم نمیلرزه از ترسِ شما؛ از سنگینیِ باریه که خودم رو دوشمه.
این جهنم، ساختهی خودمه. و من، مثلِ یه احمق، وسطِ آتیشش دارم جون میکنم.
فقط مونده ببینم کی وقتِ مُردنه.»
- ۸.۰k
- ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط