{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیــــــــــــدانم.

نمیــــــــــــدانم.

ﭼﺸﻤــﺎﻧﺖ ﺑﺎ من چہ مے کند

ﻓﻘﻂ ﻭقتــی کہ نگاهم

میکنے ﭼﻨﺎن ﺩﻟــﻢ ﺍﺯﺷﯿﻄﻨﺖ

نگاﻫﺖ مے لرزد کہ

حِـس می ڪنم

ﭼﻘﺪﺭﺯﯾﺒـﺎﺳﺖ فَـداشــدَن
دیدگاه ها (۵)

لب نهادی بر لبم دربی ما آغاز شدچشم من با چشم تو یکبار دیگر س...

مش هاممنی الدنیی کلا وانت حدی مش همی هنی شو بدون بعرف شو بدی...

💚🍃 لعيونكم🍃💚احبك واحب كلمن يحبك

💚Setaysh 💚🦋🍂توماه کوچک من..-درشب های تیریه منی.-🍂🦋

اب گرم بدنم را نوازش می‌کرد ، دیگر جایی نمانده که او ندیده ب...

---### سناریوی: «سایه‌هایی در حافظه‌ی ناخودآگاه»در این دنیای...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط