{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شروع شد سکوت و تو دوباره گرم هجرتی

شروع شد سکوت و تو دوباره گرم هجرتی
و باز جستجوی من در این غبار لعنتی
دوباره لنگ می زند دقیقه روی ثانیه
که بگذرد کشان کشان در این میانه ساعتی
من و دوباره دلهره، تهاجم سؤال ها
نه اختیار منطقی، نه طاقت قضاوتی
پر از غروب مبهمی، شبیه بغض جمعه ها
هوای گریه می کنم بدون هیچ علتی
نیاز، شعله می کشد درون لحظه های من
برای هم نفس شدن در اغتنام فرصتی
دلم بهانه می کند، فقط برای لحظه ای
ببار آسمان من، بگو فقط سلامتی
چگونه می شود که تو به فکر من نباشی و
تویی که شاعر منی، قصیده ی محبتی
تو که به یک اشاره ات دلم زبانه می کشد
ببین که یخ زدم بیا، اراده کن حرارتی
مدام گرم کشتنی، دوباره زنده می کنی
حکایتی است عشق تو ولی عجب حکایتی
دیدگاه ها (۴)

#مادر#ویدئو_موزیک#شهرام_میرجلالیهنوز با خیالت دلم روشنههنوز ...

#پست_سفارشی

داستان کوتاه در انتظارش نویسنده الهه پورعلی

من و تــــــــوبرای رسیدن به همهیچ چیز کم نداریم به غیر از ی...

بی تو بی رمق و بی جان باز هم به دنبال جادویِ نگاهت می گردم؛ ...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

به نام او که تو را آفرید و مرا آفرید و دوستی را آفرید ...

💕✨💕✨💕✨💕✨💕✨اے عشق اے ترنم نامت ترانه‌هامعشوق آشناے همه‌ عاشقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط