سرنوشت
"سرنوشت "
فصل ۲
p,45
.
.
.
.
روی میز صبحانه نشسته بود و داشت با لبخند به جونگ سو نکاه نیکرد که داشت خاطره هاشو میگفت ...
.
.
روز اخری بود که جونگ سو و جیهوپ پیش اونا بودن ... ظاهرا هلن برگشته بود ...
.
.
ا/ت هم به یونگی نزدیک تر شده بود ....تا الان حدود ۵ تا دیت رفتن ... و ا/ت ی جورایی از زیر زبونش تموم راز های خانوادگیشونو کشیده بیرون ..... به هر ترفندی ... ازش سوال پرسیده ...در حال فیلم دیدن ... چت کردن ... مستی یونگی .... همه چی ...
.
.
ی جورایی حس گناه میکرد ... ولی میدونست که یونگی در حالی که با اون میره سر قرار با هطار تفر دیگه هم میره پس خودشو متقاعد کرد که حقشه ....
.
.
..........
.
.
پیتر رفته بود آمریکا ... به قول خودش باید از این کارو از ا/ت فاصله میگرفت .... احساساتش خیلی عمیق بود ... برای همین تصمیم گرفت ی زندگی جدیدو شروع کنه ... و توی کافه کار کنه ...
.
.
خونه خالی بود ... جز کوک و ا/ت کسی نبود ...
.
.
چراغ شیطونی دخترک دوباره روشن شد ... میخاست برای مرد روبه ردش کمی دلبری کنه ... و موفق هم شد ...
.
.
جونگ کوک روی مبل لش نشسته بود و با گوشیش ور میرفت ....
.
.
ا/ت هم از این فرصت طلایی استفاده کرد .... به سمت مرد رفت و توی ی حرکت گوشی رو ازش قاپید ...و دو طرف پاهاشو کنار رون های مرد روبه روش گذاشت ...
.
.
جونگ کوک با تعجب به ا/ت که روی رون های پاش نشیته گفت ..
.
.
کوک : اوه .. دختر کوچولوی من غیر منتظره عمل میکنه ...
.
.
ا/ت گوشی جونگ کوک رو گرفت و گفت ..
.
.
ا/ت : نمیترسی ی وقت من گوشیتو چک کنم ؟؟
.
.
جونگ کوک کمر دختر رو گرفت و اونو جلو کشید ... دستاشو از زیر ترشتش رد کرد و ردی قوس کمرش حرکت داد ...
.
.
کوک : چرا بترسم پرنسس؟ من هیچی ندارم که قایمش کنم ...... میخام ببوسمت ..
.
.
درسه ... جونگ کوک مثل همیشه به ا/ت اعطلاع میداد که میخاد ببوستش ... و هر بار ... کلی پروانه زیر دل ا/ت رشید میکرد ...
.
.
.........
.
.
دختر دستاشو زیر چونش گذاشت و گفت ...
.
.
ا/ت : ممنون که دعوتم کردی اقای مین ...
.
.
یونگی : کاری نکردم که دختر ... خب پاپ کورن یا ... پفک ؟؟
.
.
ا/ت که تا حالا چرخی توی خونه زده بود گفت .....
.
.
ا/ت : پفک میپسندم ...
.
.
مرد خنده ی تو گلویی کرد .
.
.
.
وای بجه ها دارم زیر درسا خفه میشمممم
ناژه نایژک نای مثانه نفرون دیافراگم و کلی زهر مار دیگهههههه😭😭
فصل ۲
p,45
.
.
.
.
روی میز صبحانه نشسته بود و داشت با لبخند به جونگ سو نکاه نیکرد که داشت خاطره هاشو میگفت ...
.
.
روز اخری بود که جونگ سو و جیهوپ پیش اونا بودن ... ظاهرا هلن برگشته بود ...
.
.
ا/ت هم به یونگی نزدیک تر شده بود ....تا الان حدود ۵ تا دیت رفتن ... و ا/ت ی جورایی از زیر زبونش تموم راز های خانوادگیشونو کشیده بیرون ..... به هر ترفندی ... ازش سوال پرسیده ...در حال فیلم دیدن ... چت کردن ... مستی یونگی .... همه چی ...
.
.
ی جورایی حس گناه میکرد ... ولی میدونست که یونگی در حالی که با اون میره سر قرار با هطار تفر دیگه هم میره پس خودشو متقاعد کرد که حقشه ....
.
.
..........
.
.
پیتر رفته بود آمریکا ... به قول خودش باید از این کارو از ا/ت فاصله میگرفت .... احساساتش خیلی عمیق بود ... برای همین تصمیم گرفت ی زندگی جدیدو شروع کنه ... و توی کافه کار کنه ...
.
.
خونه خالی بود ... جز کوک و ا/ت کسی نبود ...
.
.
چراغ شیطونی دخترک دوباره روشن شد ... میخاست برای مرد روبه ردش کمی دلبری کنه ... و موفق هم شد ...
.
.
جونگ کوک روی مبل لش نشسته بود و با گوشیش ور میرفت ....
.
.
ا/ت هم از این فرصت طلایی استفاده کرد .... به سمت مرد رفت و توی ی حرکت گوشی رو ازش قاپید ...و دو طرف پاهاشو کنار رون های مرد روبه روش گذاشت ...
.
.
جونگ کوک با تعجب به ا/ت که روی رون های پاش نشیته گفت ..
.
.
کوک : اوه .. دختر کوچولوی من غیر منتظره عمل میکنه ...
.
.
ا/ت گوشی جونگ کوک رو گرفت و گفت ..
.
.
ا/ت : نمیترسی ی وقت من گوشیتو چک کنم ؟؟
.
.
جونگ کوک کمر دختر رو گرفت و اونو جلو کشید ... دستاشو از زیر ترشتش رد کرد و ردی قوس کمرش حرکت داد ...
.
.
کوک : چرا بترسم پرنسس؟ من هیچی ندارم که قایمش کنم ...... میخام ببوسمت ..
.
.
درسه ... جونگ کوک مثل همیشه به ا/ت اعطلاع میداد که میخاد ببوستش ... و هر بار ... کلی پروانه زیر دل ا/ت رشید میکرد ...
.
.
.........
.
.
دختر دستاشو زیر چونش گذاشت و گفت ...
.
.
ا/ت : ممنون که دعوتم کردی اقای مین ...
.
.
یونگی : کاری نکردم که دختر ... خب پاپ کورن یا ... پفک ؟؟
.
.
ا/ت که تا حالا چرخی توی خونه زده بود گفت .....
.
.
ا/ت : پفک میپسندم ...
.
.
مرد خنده ی تو گلویی کرد .
.
.
.
وای بجه ها دارم زیر درسا خفه میشمممم
ناژه نایژک نای مثانه نفرون دیافراگم و کلی زهر مار دیگهههههه😭😭
- ۱.۶k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط