{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از رنجی خسته‌ام که از آنِ من نیست

از رنجی خسته‌ام که از آنِ من نیست
بر خاکی نشسته‌ام که از آنِ من نیست

با نامی زیسته‌ام که از آنِ من نیست
از دردی گریسته‌ام که از آنِ من نیست

از لذتی جان‌گرفته‌ام که از آنِ من نیست
به مرگی جان می‌سپارم که از آنِ من نیست

👤 #احمد_شاملو
دیدگاه ها (۳۹)

ارزش یک احساس به شدت آن نیست،به مدت آن است!👤 #فردریش_نیچه

بی‌طاقتم چنان کرد آن آفتاب تابانکافتادنم چو سایه برخاستن ندا...

تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیستغم تو هست ولی غمگسار باید ...

#استوری #امیرعلی_قربانی

شیشه ای دل را دست طفل خورد دادمطفل را هرکس محرم ساخت رسوا می...

واای از ان روزی که زندانی عشق شدمزندان بان مرا رهاکنی آواره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط