{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقِ فصلِ خزانے؟ من خزان‌اَت مےشوم

عاشقِ فصلِ خزانے؟ من خزان‌اَت مےشوم
با همہ بےرنڪَےاَم، رنڪَین‌ڪمان‌اَت می‌شوم....ـ
تڪیہ ڪن بر شانہ‌اَم هر قدر مےخواهے ببار
با همہ بےجانےاَم، آرامِ جان‌اَت مےشوم
#سعید_پور_سعید
#عاشقانه
دیدگاه ها (۰)

برای یک دل شکسته. برای یک خسته و عاصی برای چشم های گریان و ا...

گاه مینویسم!اما پایانش نامعلوم گه گاهی گم میشوم میان حس هایی...

نزدیڪم باشنفست را از شعرهایم نگیرتمام واژه‌هااز عطر حضور تو ...

مرا به آغوشت ببر  همانگونه که پروانه ای خود را به روشنایی چر...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۴ات با شنیدن حرف جونگکوک، آرام ب...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۳صدای قدم‌های نگهبان‌ها در راهرو...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ام 𓆪 🖤🥀اسما به عکس خیره مانده بود.ـ «یعنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط