نویسنده: جئون جانگ می
p6
جیمین خم میشود و لب هایش را روی لب های ات فشار میدهد و یک بوسه داغ و عاشقانه را شروع میکند،ات دست هایش را دور گردن جیمین حلقه میکند و جیمین لب پایین ات را میمکد و در دهانش ناله میکند،ات لب جیمین رو نیش میزند و چنگ اش به جیمین محکم میشود،جیمین روی صندلی میشینه و ات رو روی بغلش میگذارد و شروع میکند به هیکی گذاشتن روی گردن ات،ات به ارومی دکمه های لباس جیمین رو باز میکنه جیمین کمکش میکنه تا همه لباس هایش را در بیاورد و...🤡🔞
(ادامه را دیگه خودتون تصور کنید نمیتونم بگم همش رو،اگه اسمات دوس دارین از اعضا نمینویسم،داستان همونِ ولی شخصیت ها تغییر میکنند)
بعد از مدتی هر دو به شدت نفس میکشند عرق روی بدنشان میدرخشید در بغل هم بودند،جیمین اروم زمزمه میکند
جیمین: دوستت دارم پرنسس...
ات: منم دوستت دارم ددی...
پایان♡
بچه ها فیکام کمه چون بیشتر از ۱۵ تا پارت کسی نمیخونه...
ولی تئوری هایی که داره🤡🤡🤡
جیمین خم میشود و لب هایش را روی لب های ات فشار میدهد و یک بوسه داغ و عاشقانه را شروع میکند،ات دست هایش را دور گردن جیمین حلقه میکند و جیمین لب پایین ات را میمکد و در دهانش ناله میکند،ات لب جیمین رو نیش میزند و چنگ اش به جیمین محکم میشود،جیمین روی صندلی میشینه و ات رو روی بغلش میگذارد و شروع میکند به هیکی گذاشتن روی گردن ات،ات به ارومی دکمه های لباس جیمین رو باز میکنه جیمین کمکش میکنه تا همه لباس هایش را در بیاورد و...🤡🔞
(ادامه را دیگه خودتون تصور کنید نمیتونم بگم همش رو،اگه اسمات دوس دارین از اعضا نمینویسم،داستان همونِ ولی شخصیت ها تغییر میکنند)
بعد از مدتی هر دو به شدت نفس میکشند عرق روی بدنشان میدرخشید در بغل هم بودند،جیمین اروم زمزمه میکند
جیمین: دوستت دارم پرنسس...
ات: منم دوستت دارم ددی...
پایان♡
بچه ها فیکام کمه چون بیشتر از ۱۵ تا پارت کسی نمیخونه...
ولی تئوری هایی که داره🤡🤡🤡
- ۷.۵k
- ۰۱ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط