{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کدام شعرت را

کدام شعرت را
در یک صبح بارانی نوشته‌ای؟
بعد از آن‌که انگشتانِ خیسِ ابر
آن‌قدر به شیشهٔ پنجره زد
تا بیدارت کرد،
همان را در گوشِ من زمزمه کن!

این‌که در دهانِ تو ابر،
شکلِ دیگری دارد،
این‌که در صدای تو باران،
طورِ دیگری می‌بارد،
این‌که در هوای تو
باز کردنِ چتر، بی‌انصافی است،
یک‌طرف!
می‌خواهم ببینم
زنی که در صبحی بارانی
صدای تو را می‌شنود،
چقدر ممکن است دیوانه باشد
که دیوانه‌ات نشود!
دیدگاه ها (۰)

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

( last minute )

تکپارتی | جونگکوک

قسمت هشت

سناریو ریندو

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

debt (part 1)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط