پارت14

پارت14

پارت14
ا.ت ویو
وقتی از ماشین باهم پیاده شدیم و دست همو گرفتیم همه ی نگاه ها به ما بود مخصوصا اون یوری داشت از گوشاش دود میومد رفتیم نشستیم سر کلاس برای یه تحقیق قرار بود دونفر دونفر گروه‌بندی شیم که از شانس منو و جونگکوک باهم همگروه شدیم از یه آثار تاریخی که نزدیک محله ما بود باید تحقیق میکردیم بعد مدرسه اماده شدیم بریم و تحقیق رو اماده کنیم سوار ماشین شدیم
جونگکوک=مطمئنی که میشناسی کجاس
ا.ت=آره بابا خیالت تخت بسپارش به من
جونگکوک=باشه عزیزم(لپ ا.ت رو میبوسه)
♡اَفتِر چند مین♡
رسیدیم محلمون
ا.ت=جونگکوک تا اینجا با ماشین اومدیم بقیه شو باید پیاده بریم
جونگکوک=جداً باشه بیا بریم
از ماشین پیاده شدن موقع رفتن یه پسر رو دیدن که داشت گیتار میزد ولی هیچکس توجهی بهش نداشت
جونگکوک=نظرت چیه؟
ا.ت=راجب چی؟
جونگکوک=(به گیتار اشاره کرد)
ا.ت=(لبخند)
جونگکوک=هی پسر آقا اجازه هست ماهم امتحان کنیم؟
پسر=حتما
جونگکوک=ا.ت بیا
ا.ت=باشه♡
جونگکوک گیتار میزد و همراه ا.ت اهنگ میخوند(اهنگ seven)همه اونجا میومدن و گوش میدادن برای کمک هم پول میدادن
بعد اتمام اهنگ
بیا پسر جون پولارو بگیر برو هرچی خواستی بخر پسرک ا.ت و جونگکوک رو بغل کرد و رفت
ا.ت=پسر خوبی بود
جونگکوک=من چی؟
ا.ت=تو اصلا عالی هستی
جونگکوک=میدونم
رفتن به اون آثار رسیدن و تحقیق رو مینوشتن که جونگکوک از ا.ت عکس گرفت
ا.ت=چیکار میکنی؟
جونگکوک=خوبه.الان یه مدرک داریم که بقیه بدونن اومدیم اینجا
ا.ت=دیونه(لبخند)
ا.ت=خوب تموم شد بیا برگردیم
جونگکوک=وایستا(رفت)
ا.ت=عه کجا میرییی
جونگکوک=(برگشت)دستش بستنی شکلاتی بود
ا.ت=وای مرسی
جونگکوک=دوستت دارم ا.ت
ا.ت=نمیدونم تو زندگی چیکار کردم که خدا همچنین کسی مثل تورو بهم داد بستنیمو بده بخورم🍦
جونگکوک=باشه
ا.ت ویو
با دیدن بستنی شکلاتی یاد لیا افتادم ولی ناراحتیمو نشون ندادم.وایستا ببینم من به این مدرسه برای پیدا کردن مجرم اومدم و همون ماسک رو تو کمد جونگکوک دیدم چرا دارم با همچین کسی عشقم و عاشقی می‌ورزم؟
جونگکوک=چیزی شده؟
ا.ت=نه بیا بریم دیگه دیر شد مامانم نگرانم میشه
جونگکوک=باشه
لیا ویو
با مامان‌بزرگم اومده بودم خرید که جونگکوک رو دیدم اولش ذوق کردم تا وقتی که ا.ت رو کنارش دیدم
ادمین ویو
جونگکوک ا.ت رو رسوند خونه از هم خداحافظی کردن لبخند بر روی لب هاشون بود از هم جدا شدن و به راه خودشون ادامه دادن
دیدگاه ها (۱۱)

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

شلام برین برای پارت گذاری ؟❣️❤️🧸🎀🤭بزن بریممممم رمان :«استاد ...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط