{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما داشتیم می‌رفتیم اردو

ما داشتیم می‌رفتیم اردو
بعدش توران ی سرباز با ب پتو زیر بغلش داشت میرفت سمت خونشون انگار خدمت سربازیش تموم شده باشه
همه از تو پنجره کلشون اورده بودن بیرون
میگفتن ازاد شدم خوشحالم ننه 🤣🤣🤣🤣🤣
دیدگاه ها (۴)

ارمی نیستم ولی این فهمیدم پس صلوات...🤣

بسی حق مثل من مامانم میگه راه برو ببین پات اذیت نمیکنه؟👈👉😂

هم دردا من دستا بالاااااا

ی ارزو بگو که میخوای براورده شه چون اگه نشه ازش می‌ترسی میدو...

شماره ۷ ازمایشگاهفصل۳ پارت ۲۲ویو دامیانداشتم میرفتم خونه انی...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_381بعد یک ساعت تموم سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط