{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک پنجره گلدان فراموش شده

یک پنجره، گلدانِ فراموش شده
یک خاطره، انسانِ فراموش شده
در خانه، جماعتی پی معجزه‌ها
بر طاقچه، قرآن فراموش شده
در این همه رنگ، آنچه می خواهی نیست
در این همه راه، غیر گمراهی نیست
در شهر خیابان به خیابان گشتم
آنقدر که آگهی ست آگاهی نیست
در اوج، خدا را سر ساعت خواندند
ما را به تماشای قیامت خواندند
از کوچ پرندگان سخن گفتی و من
دیدم که نمازی به جماعت خواندند
آن مست همیشه با حیا چشم تو بود
آن آینه ی رو به خدا چشم تو بود
دنیا همه شعر است به چشمم اما
شعری که تکان داد مرا چشم تو بود
ما سینه زدیم بی صدا باریدند
از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند
دیدگاه ها (۰)

اگر یه بار یه مغازه دار بهمون یه جنس تقلبی یا یه اسکناس تقلب...

‌🔻پاسخ شاعر به شعر مقام معظم رهبریشعری که مقام معظم رهبری ام...

پارت اول: اتفاق عجیبدر روزگاران قدیم، وقتی که دنیای مدرنی نب...

پارت ۵۱شب کریسمس شده بود و همه به مسافرت و کادو و چیز هایی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط