و چون نمیخواستم درد واقعیت نبود تورا بپذیرم

و چون نمی‌خواستم درد واقعیت نبود تورا بپذیرم
به اسارت رویا و خیال در آمدم و چنان شکنجه شدم که جز با مرگ آرام نگرفتم :)
دیدگاه ها (۰)

بابام_خودم

همون دانشمند 😅🖤

R❤️F

ܥ‌‌ܟܿࡅ߳ܝ‌ܭ ܩߊ‌ܢܚ݅ࡅ࡙ࡅ߭ܢ̣ߊ‌ܝ̇‌ ܭࡐ‌ܝ‌ܥ‌‌ ߊ‌ࡎܭܨ ࡅ߭ܢܚ݅ߊ‌ࡍ߭ ܧܥ‌‌ܝ‌...

خیال بافی

گل وحشی منپارت ۵ ویو تهیونگات خیلی خوشگل بود، واییی چم شده ن...

می رقصم در دل آوار،می خندم در دل سختی این از خوشحالی نیست؛بل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط