ادامه پارت اول
در حالی که من داشتم توی دنیای خودم غرق میشدم، صدای پچپچهای اون اکیپ که کنار ما بودن بلند شد. جیمین داشت توی گوش جونگکوک پچپچ میکرد: «جونگکوک، باز که داری میگی! باز هم عاشق نشدی؟»
جونگکوک با صدای آروم ولی تهدیدآمیز گفت: «جیمین، اگه ادامه بدی همین الان خودم میکشمت!»
جیمین با خنده گفت: «باشه بابا، ول کن!»
جیهوپ هم که اونجا بود، تایید کرد: «جیمین، راست میگه، منم دقیقاً همین فکر رو میکنم!»
جین و یونگی هم یکییکی وارد بحث شدن و یه بحث بیمزه بین خودشون راه انداختن که مشخص بود دارن جونگکوک رو اذیت میکنن. من فقط داشتم با تعجب به این دعواهای بیمزه و عجیبغریب گوش میدادم که یهو سکوت کلاس برقرار شد و استاد وارد شد…
پایان پارت اول
جونگکوک با صدای آروم ولی تهدیدآمیز گفت: «جیمین، اگه ادامه بدی همین الان خودم میکشمت!»
جیمین با خنده گفت: «باشه بابا، ول کن!»
جیهوپ هم که اونجا بود، تایید کرد: «جیمین، راست میگه، منم دقیقاً همین فکر رو میکنم!»
جین و یونگی هم یکییکی وارد بحث شدن و یه بحث بیمزه بین خودشون راه انداختن که مشخص بود دارن جونگکوک رو اذیت میکنن. من فقط داشتم با تعجب به این دعواهای بیمزه و عجیبغریب گوش میدادم که یهو سکوت کلاس برقرار شد و استاد وارد شد…
پایان پارت اول
- ۲۴۳
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط