میتونم ببینمش
میتونم ببینمش...
درست با همان چشم ها و بینی روبهروی من ایستاده.
با همان آرامش همیشگیاش از خواب و رویا زیباترش کرده.
من همیشه میبینمش.
حضور او برای من حتی از تو واقعیتر است.
او آنقدر نزدیک است که حرارت حضورش را بر پوستم احساس میکنم.
اگر هنوز صدایم رو میشنوی.
تنها یک کلمه برای گفتن دارم.
دوستت دارم.
درست با همان چشم ها و بینی روبهروی من ایستاده.
با همان آرامش همیشگیاش از خواب و رویا زیباترش کرده.
من همیشه میبینمش.
حضور او برای من حتی از تو واقعیتر است.
او آنقدر نزدیک است که حرارت حضورش را بر پوستم احساس میکنم.
اگر هنوز صدایم رو میشنوی.
تنها یک کلمه برای گفتن دارم.
دوستت دارم.
- ۲.۹k
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط