{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غمگین

هوایت را
به سرم می‌زنم
عطرت را به تنم
و تا می‌توانم
خودم را بغل می‌کنم

زیاد پیش آمده
خیابان
مترو
خانه
کافی‌ست چشم‌هایم را ببندم
چند نفسِ عمیق
و بعد سر از بیمارستان در بیاورم

اما
من مریض نیستم
تنها چند لحظه با تو تنها می‌شوم
و بعد...
هیچ چیز یادم نمی‌آید😔
دیدگاه ها (۱)

غمگین

غمگین

غمگین

غمگین

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

#اخرین_پیچ#پارت_20 . وارد اتاقش شدم. یکم از اتاق من بزرگ تر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط