{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

D f

Dₐᵣₖ ₗᵢfₑ

𝐏𝐚𝐫𝐭 ⑤

_ خب راستش من..من دوست دارم ا/ت

+ ......

_ عامم خب میدونم الان خیلی تعجب کردی ولی من توی همون نگاه اول عاشقت شدم.
با من.....قرار....میزاری؟

+ ج...جونگکوک....من...اره (بغض و اشک شوق)

_ (لبخند)
دستتو میگیره و با اون یکی دستش جعبه ای رو از توی جعبه کتش در میاره و جعبه باز میکنه
گردنبند ظریف زیبایی که برات خریده بود رو برات بست و در اخر بوسه ای روی گونت کاشت )

_ امشب میام دنبالت (چشمکی میزنه و از کافه میره بیرون)

وقتی رفت بیرون تو با شوک روی صندلی نشسته بودی و تو فکر بودی که با صدای رئیست رشته ی افکارت پاره شد.

÷ ا/ت چرا اینجا نشستی مگه من تورو استخدام کردم که بشینی و بیرونو نگا کنی (عصبی و داد)

+ نه رئیس...خیلی ببخشید
ی.یکی از دوستام اومد و اصرار کرد که بشینم پیشش واقعا شرمندم

÷ سریع برو سر کارت (عصبی و یکم داد)

تعظیم کوتاهی کردم و رفتم
پیرمرد چلم/نگ اح/مق خر/فت.

شب :
بالاخره کارم تموم شد و سریع چیزامو جمع کردم و سمت خونه راه افتادم.

زود وارد ساختمون شدم و رمز درو زدم و وارد خونه شدم.
یه لباس خیلی خوشگل و ناناز پوشیدم و یه ارایش لایت کردم.
یکم موهامو حالت دادم و در آخر عطر خوش بویی زدم.
توی ایینه خودمو نگاهی کردم و وقتی مطمئن شدم همه چی عالیه لبخند دندون نمایی زدم و منتظر موندم تا جونگکوک بیاد.
گفته بود ساعت ۹ میاد دنبالم.
اما الان ساعت ۹ و هنوز نیومده....
داشتم توی گوشیم میچرخیدم که صدای بوقی اومد
حدس میزدم جونگکوکه پس سریع کفشامو پوشیدم و زدم بیرون و بله حدسم درست بود.
با دیدنش لبخند دندون نمایی زدم و سوار ماشین شدم.

_ سلام پرنسس..چقد قشنگ شدی

+ مرسی (خجالت)
توهم خیلی خوشتیپ شدی

_ ( یه ابروشو میندازه بالا و میگه )
قبلا خوشتیپ نبودم؟

+ نهه(خنده)
منظورم اینه جذاب و خوشتیپ بودی خوشتیپ تر تر شدی (کیوت)

_ مرسی خانوم کوچولو (دست ا/ت رو میگیره و میبوسه)

+ (دخملم داره از خجالت اب میشهه🫠)
کجا داریم میریم؟

_ تو دوست داری کجا بریم؟

+ من کنار دریا رو خیلی دوست دارم میشه بریم اونجا؟

_ حتما

۱۵ مین بعد :

ویو ا/ت :
بالاخره رسیدیم.
دریا خیلی قشنگ بود.
نور کم ماه به دریا میتابید و این ترکیب خیلی قشنگی بود....
واقعا باورم نمیشد که این دریا درخشان بود.
انگار کلی ستاره یه جا جمع شدن و اب رو نورانی کردن....
انقدر محو زیبایی خلقت خدا بودم که متوجه نشدم جونگکوک کنارمه

_ قشنگه نه ؟

+ خیلی

_ هرچی هم قشنگ باشه به زیبایی تو نمیرسه

+ (لبخند و خجالت) ممنون

جونگکوک با انگشت اشارش صورت ا/ت رو به طرف خودش برمیگردونه و میگه :

_ اجازه هست مادمازل؟

+ اوهوم (لبخند)

جونگکوک اروم صورتشو نزدیک صورت ا/ت میکنه....جوری که نفس های داغش با پوست دخترک برخورد میکرد و این باعث لرزش بدن دختر میشد.
پسرک...کم کم فاصله ی بین خود و دختر را پر میکند و لب هایش را روی لب های نرم دخترک قرار میدهد و اولین بوسه ی خود را همینقدر زیبا اغاز میکنند......
دیدگاه ها (۰)

Dₐᵣₖ ₗᵢfₑ𝐏𝐚𝐫𝐭 ④صبح :با صدای الارم گوشیم از خواب ناز بیدار شد...

Dₐᵣₖ ₗᵢfₑ𝐏𝐚𝐫𝐭 ③از اینکه چند نفر دورش بودن و داشتن کتکش میزدم...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁴⁷*وارد شرکت شدم،رفتم طبق...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط