{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق یا نفرت؟

عشق یا نفرت؟
(تابع قوانین ویسگون)
P⁴⁷
*وارد شرکت شدم،رفتم طبقه اخر و وارد اتاقم شدم،جونگکوک نشسته بود*
ا/ت:برو بیرون
جونگکوک:(سریع اومد نزدیکم)
ا/ت:گفتم برو بیرون!
جونگکوک:(بوسه ای به لبام زد)
ا/ت:(هلش دادم)برو بیرون!
جونگکوک:تا کی میخوای ادامه بدی؟
ا/ت:تا همیشه..دیگه نمیخوامت
جونگکوک:میخوای..
ا/ت:نمیخوام
جونگکوک:میخوای
ا/ت:نمیخوااااام
جونگکوک:میخوای
ا/ت:میخوای ادامه بدی؟
جونگکوک:اگر قبول نکنی اره
ا/ت:هوففف..باشه..
جونگکوک:اشتی؟..
ا/ت:نه..
جونگکوک:چرا؟
ا/ت:چون شهر بازی میخوام
جونگکوک:امشب بریم؟
ا/ت:باشه
(کره=ساعت 7:52 PM)
جونگکوک:
*وارد شهر بازی شدم،ا/ت گفته بود کنار قایق ها وایستاده،رفتم اونجا،خیلی خوشگل شده بود*
جونگکوک:سلاام(لبخند)
ا/ت:سلام(لبخند)
جونگکوک:خب..چی سوار بشیم؟
ا/ت:نمیدونم
جونگکوک:بریم صندلی پرنده؟
ا/ت:بریم
*اومد نزدیکم،دستم رو گرفت،رفتیم سوار صندلی پرنده شدیم،انقد چرخید که سرمون گیج رفت و خندیدیم*
ا/ت:وای..مثل مستا شدی(خنده)
جونگکوک:بیب(بم،خنده)
ا/ت:(خنده)
*بعد از اون رفتیم فریزبی،ترن هوایی،اسکیت هوایی،ا/ت خیلی از اسکیت هوایی ترسید و وقتی پیاده شدیم دعوام کرد😂،بعد از اینکه کلی خندیدیم،جلوی همه برای ا/ت زانو زدم*
ا/ت:چیکار میکنی؟(خنده)
جونگکوک:ا/ت...(انگشتر رو از جیبم در اوردم)
ا/ت:این..این چیه؟(شوکه)
جونگکوک:باهام ازدواج میکنی؟
ا/ت:خانواده چی؟
جونگکوک:باهاشون حرف میزنیم(لبخند)
ا/ت:قبوله(خنده)
*ا/ت رو بغل کردم و توی هوا چرخوندمش،مردم دست میزدن،وقتی ا/ت رو پایین گذاشتم خنده ای کردیم و بوسیدمش،خیلی محکم اما نرم*

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۴)

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁴⁸(کره=ساعت 11:32 AM) ا/ت...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁴⁹(کره=ساعت 10:13 PM) ☆:ا...

سلااااامخب میخوام رمان جدید اپلود کنم و خب میخوام بهم بگید ک...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁴⁶ا/ت:نمیخوای بشینی؟ ☆:جو...

آتیشی که از بارون شروع شدprt22ویوی ا. تهمین که کلمه «حقیقت» ...

آتیشی که از بارون شروع شد part 35ویوی ا. تاز در خارج شدیم.یک...

درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط