شایدم از ترسشه که از همه میپرسه چون سالها دوییده دویی
شایدم از ترسشه که از همه میپرسه، چون سالها دوییده، دوییده واسه یه نفر بعد فهمیده رباته، شاید زندگیشو گذاشته بوده پای اون، شاید به امید اون صُب تا شب جون میکنده، شاید از همه چیش بهخاطر اون گذشته، شاید اَصَن به قول معروف مسیرش رو بهخاطر اون عوض کرده و بعد از این همه دربهدری فهمیده که اون یک رباته...
حالا واسه همینه از من و توام میپرسه که ماهم رباتیم؟
چون اونم مثه ما دیگه نا نداره از اول بدوبدو کنه همهکار بُکنه دوباره از اول شروع کنه باز ببینه که ای دل غافل بازم با یه ربات شروع کردم...
هممون تجربه کردیم که یه ربات داشتیم یا حتی همین امروز هم کنارمون داریم که ما امیدوار، امیدوار و امیدوار و اون تنها یه ربات...
نکنه توام رباتی؟...
حالا واسه همینه از من و توام میپرسه که ماهم رباتیم؟
چون اونم مثه ما دیگه نا نداره از اول بدوبدو کنه همهکار بُکنه دوباره از اول شروع کنه باز ببینه که ای دل غافل بازم با یه ربات شروع کردم...
هممون تجربه کردیم که یه ربات داشتیم یا حتی همین امروز هم کنارمون داریم که ما امیدوار، امیدوار و امیدوار و اون تنها یه ربات...
نکنه توام رباتی؟...
- ۲۶.۱k
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط