{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار یه داستانی گفتیم راجب شیشه ای که هممون توش گیر کرد

یه بار یه داستانی گفتیم راجب شیشه ای که هممون توش گیر کردیم حالا بیاین کاملش کنیم در واقع این شیشه همون چیزای اطراف ما هستن همون آدمای دور و بر ما همون افکار اولین سد ما هم هست شکستن این سد سخت نیست فقط باید هر چیز اشتباهی رو بزاری کنار افکار آدما اشتباهاتی که تو گذشته انجام دادی شاید بگید کنار گذاشتن شون مخصوصا آدما سخته ولی اینو بدونید که اشتباه اشتباهه همون طور که دوبار نباید اشتباه کرد دوبار نباید اعتماد کرد حتی اگر چیزی را دوست داری یادت نره اگه اون بهت آسیب بزنه یه لحظه دیگه هم نباید نزدیک اون بشی پس این شیشه رو که در واقع خودت درستش کردی رو خراب کن
از این شیشه که رد شیم به یه شیشه ی بزرگتر می‌رسیم که اون شیشه خود ما هستیم ....
راجب این شیشه خوشحال میشم نظرتون رو بگید
دیدگاه ها (۱۱)

رحمان و رحیمِ سریال پایتخت:هیچوقت با یه دوقلوی دیگه ازدواج ن...

وقتی هم دانشگاهی بودید و ..Part: ³وای نه ایکاش بر می‌گشتم به...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶³تهیونگ با ناباوری به همه نگاه کرد.تهیون...

Custom bride

عاشقانه های شبنم

★彡   Part 49 彡★ من اینطوری نبودم.هیچ وقت، انقدر که الان هستم...

پارت ۶۳

پارت۶ایزوکو با قدم‌های سنگین اما آروم به سمت اتاقش رفت. انگا...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟏یه مرد..یه شنل مشکی پو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط