زمستان است و

زمستان است و
چشم کوچه از انتظارت ، سپید!
پرنده ی مهاجرم!
بگو با کدام برف مینشینی
بر شاخسار تنهایی ام؟
دلواپس سرما نباش؛
اینجا از هیزم دل
آتشی برایت روشن کرده ام ..
اما دوستت دارم...:)

💔🥲
دیدگاه ها (۰)

در اووج عاقِـل بـودن دیوانِگیـ رخ میدهد ! (:

مود من: «جدیی میفرمایید؟!»

رفتنت قصه تلخیست که دَر دل دارمدوسه تا عکس کمی شعر که بَر دل...

خب پف*یوز بجا عکس گرفت خم شو برش دار😑

زمستان است وچشم کوچه از انتظارت ، سپید!پرنده ی مهاجرم!بگو با...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

پارت۲۱که یهو....چراغا روشن شد و همه بلند گفتند:همه. *تولدت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط