پست هیچچچچچ ربطی به خاطره ای که قراره تعریف کنم نداره
یادش بخیر زمانی بود مدرسه میرفتیم
(چون مجازی ایم جو گرفتم چیز خاصی نیست)
من یه بغل دستی داشتم که همششش از روی کتاب من نگاه میکرد وسایلمو بی اجازه برمیداشت و کارای دیگه که این کارا برای من رو مخن و من اصلا خوشم نمیاد خودشم آدم نچسبی بود
من میومدم بگم که حالا بس خواهر میگفتم که فلانی میخورمتا بعد اونم قاه قاه بهم میخندید و میگفت باشه بیا بوخور
یه بار دیگه اعصاب خورد شد گفتم میخورمتا بعد گفت باشه بیا بوخور (طبق معمول)
منم گازش گرفتم-
اها اره بعدش معلمم بهم گفت گرازی مگه
(چون مجازی ایم جو گرفتم چیز خاصی نیست)
من یه بغل دستی داشتم که همششش از روی کتاب من نگاه میکرد وسایلمو بی اجازه برمیداشت و کارای دیگه که این کارا برای من رو مخن و من اصلا خوشم نمیاد خودشم آدم نچسبی بود
من میومدم بگم که حالا بس خواهر میگفتم که فلانی میخورمتا بعد اونم قاه قاه بهم میخندید و میگفت باشه بیا بوخور
یه بار دیگه اعصاب خورد شد گفتم میخورمتا بعد گفت باشه بیا بوخور (طبق معمول)
منم گازش گرفتم-
اها اره بعدش معلمم بهم گفت گرازی مگه
- ۷۷
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط