{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی من یه مردگی عجیب رو شروع کرده، و تو فکر میکردی میتو

زندگی من یه مردگی عجیب رو شروع کرده، و تو فکر میکردی میتونی این مردگی رو شکست بدی... من اون شب فهمیدم دستای تو لازمه ی زندگی منن، اما یا اون دستها برای پوشوندن غم من زیادی کوچیکن یا غم من بزرگتر از قلب پاک توئه!...


کیم تهیونگ 29 فوریه 1991

#Desiree
دیدگاه ها (۰)

عادت کرده بودم... به اینکه نگاهم کنی به اینکه لمسم کنی، به ا...

من بدون تو چطور ادامه بدم؟ 🥺💔

هااااااات🥵🤤🔥

چن ثانیه آرامش....(:#بی_تی_اس

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:10+چیکار میکنین؟_حرف نزن+هی، ...

سناریو نوری در تاریکیپارت ۵روز بعد ایزاوا باکوگو رو به دفترش...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:58(نیویورک، شرکت جئون) همانطور که وارد محوطه شرک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط