{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه موهایش را جمع و جور نگه میداشت. دلیلش این بود که نم

همیشه موهایش را جمع و جور نگه میداشت. دلیلش این بود که نمیخواست حتی یک تار نازک موهایش خط بیندازد بر تصویری بی نقص، که چشمانش می‌ستایند.
دیدگاه ها (۶)

من زمستانم و بغضی در من خفته است که هر از گاهی از خواب زمستا...

من موریانه ای هستم که خوراکم نه چوب، بلکه جان خودم است.

Chapter Seven, Part ²⁰(نگاهی به چند شب قبل)‌چشماش شاهد رفتن ...

Chapter Seven, Part ¹⁹+ پیامی آورده بودن^ برای کی؟+ من.. مثل...

I cant find star in your eyes

ما دخترا بلدیم دردمونو قشنگ جمع و جور کنیم بلدیم لبخند بزنیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط