{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای قاتل من

مافیای قاتل من
پارت ۱۹
تا شب همون جا نشسته بودم و گریه میکردم
که صدای انداختن کلید اومد
که کوک وارد شد
کوک: از صبح همونجا نشستی ؟
ات:گریه شدید
کوک:وای چقدر گریه می‌کنی اه خوشم نمیاد اینجوری باشی پاشو خودت رو جمع کن
ویو ات
زود از سر جام پاشدم و سعی کردم گریه نکنم ولی وقتی میدیدمش گریه ام می‌گرفت
اونجا هایی که نقطه گذاشتم رو فاصله بدین بخونین لطفاً اینجوری حسش بیشتر میشه
کوک:شام چیه؟ (سرد)
ات: بب..خشید هق یادم هق ..رف..ت
کوک: ایندفعه اشکال نداره ولی نبینم اینجوری گوشه نشین شدی(سرد)
ات:(گریه)
کوک:نشنیدم؟
ات:با..شه
کوک: سفره رو بچین غذا سفارش بدم
سریع پاشدم و سفره رو چیدم
صدای در اومد
آت:م.م.من میرم ..باز ..کن.م
کوک: باش
رفتم درو باز کردم و غذا رو گرفتم آوردم گذاشتم رو میز
کوک:بیا شروع کنیم
آت:اوهوم
شروع به خوردن کردیم و بعدش ظرف هارو جمع کردم و تو سینک گذاشتم میخواستم شروع کنم به شستنشون
کوک:بزار تو ظرف شویی الکی نخریدمش که
آت:با..شه
کوک:ببینم تو چرا لکنت گرفتی؟
آت:ها.. نمی..دو.نم
کوک:نکنه ترسیدی (خنده)
آت:من رو نمیکشی که نه؟؟
ادامه دارد...
شرایط:
۱۰ لایک
۲۰ کامنت
۳ بازنشر
دیدگاه ها (۲۷)

مافیای قاتل منپارت ۲۰کوک:نکنه ترسیدی (خنده)آت:من رو نمیکشی ک...

مافیای قاتل من پارت ۲۱صبح پاشدم دیدم کوک خونه نیست حتما رفته...

مافیای قاتل منپارت ۱۸ادامه خرگوش قاتل هست بهتون گفته بودم کا...

خرگوش قاتلپارت۱۷وارد سالن شدیم و چندتا از خدمتکارا اومدن تا ...

#پرنسس_کوچولوی_مافیا#پارت_۸ویو ی اتبیدار شدم این دفعه bدن در...

دکتر میره کوک ات رو بغل میکنه و کنارش دراز میکشه ات: بیدار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط