مافیای قاتل من
مافیای قاتل من
پارت ۱۸
ادامه خرگوش قاتل هست بهتون گفته بودم کاورش و اسمش عوض میشه♥️
لطفاً با آهنگ ویدیوی کاور بخونین 🦋
فردای عروسی خونه کوک
ویو ات
صبح تقریبا ساعت۹ بود که بلند شدم و رفتم دوش بگیرم اتاق من و کوک جدا بود و جدا خوابیده بودیم بعد از اینکه دوش گرفتم و موهامو درست کردم و یه پیراهن پوشیدم رفتم پایین تا صبحانه درست کنم
یه صبحانه ساده درست کردم و میز رو چیدم و منتظر کوک موندم
چند دقیقه بعد
کوک: صبح بخیر(سرد)
ات: صبح توهم بخیر
تو ذهنش: این چرا اینجوری سرد شده
کوک:بعد از صبحانه باهات کار دارم (سرد)
ات:اوکی
بعد از خوردن صبحانه و جمع کردن میز روی مبل روبه روی کوک نشستم
ات:چیکارم داشتی(لبخند)
کوک: میخوام قوانین خونه رو بهت بگم الان دیگه زن منی پس باید به حرفم گوش کنی
۱ بدون اجازه من جایی نمیری
۲ جایی رفتیم لباس باز نمیپوشی
۳ بدون اجازه وارد اتاقم نمیشی
۴ با پسری دوست نمیشی اگه هم دوست بودی قطع رابطه کن باهاش
۵ بخوای مهمونی و بار بری ازم اجازه میگیری
۶ رو حرفم حرف نمیزنی
این قانون هارو بشکنی من میدونم و تو
به این که بعد از ازدواج باهات خوب میشم فکر نکرده بودی که؟؟ اگه فکرم کرده باشی بهتره بدونی اینجوری نیست قانون رو بشکنی تنبیه میشی
ویو ات:
لبخندم محو شد هنوز روز اول ازدواجمون واجب بود اینجوری بزنه تو ذوقم
ات: تنبیه چیه؟
کوک: بستگی داره ولی بهتره هیچوقت کاری نکنی که تنبیه بشی
ات:میشه بپرسم اون روز چرا زخمی شده بودی؟
کوک:ام بهتره اینم بدونی که من مافیام
ات:چییییییی(جیغ)
کوک:یا خدا کر شدم
کوک میخواد به ات نزدیک بشه که ات جیغ میزنه
ات:به من نزدیک نشو(ترس و لرز)
کوک: اگه نزدیک بشم چی (پوزخند)
از گلوی ات محکم میگیره
کوک: بهتره هیچوقت عصبیم نکنی چون خودم هم از اون روم میترسم(پوزخند) ات رو ول میکنه و کتش رو برمیداره که بره
کوک:راستی.. به فرار فکر نکن که تنبیه اون از همشون بدتره
از خونه میره
ویو ات:
این کیه دیگه مافیا؟ یعنی من زن مافیا شدم خودشم به این ترسناکی داشت رسماً خفم میکرد
من چقدر بدبختم اخههه(گریه)
(ویو ادمین: تازه اولاشه😂)
ادامه دارد...
شرطای پارت بعد:
۱۲لایک
۲۰ کامنت
۳ بازنشر
به دوست هاتون هم معرفی کنین که حمایت هامون بیشتر بشه و براتون زود زود پارت بزارم
دوستتون دارم فرشته ها🥹💗
پارت ۱۸
ادامه خرگوش قاتل هست بهتون گفته بودم کاورش و اسمش عوض میشه♥️
لطفاً با آهنگ ویدیوی کاور بخونین 🦋
فردای عروسی خونه کوک
ویو ات
صبح تقریبا ساعت۹ بود که بلند شدم و رفتم دوش بگیرم اتاق من و کوک جدا بود و جدا خوابیده بودیم بعد از اینکه دوش گرفتم و موهامو درست کردم و یه پیراهن پوشیدم رفتم پایین تا صبحانه درست کنم
یه صبحانه ساده درست کردم و میز رو چیدم و منتظر کوک موندم
چند دقیقه بعد
کوک: صبح بخیر(سرد)
ات: صبح توهم بخیر
تو ذهنش: این چرا اینجوری سرد شده
کوک:بعد از صبحانه باهات کار دارم (سرد)
ات:اوکی
بعد از خوردن صبحانه و جمع کردن میز روی مبل روبه روی کوک نشستم
ات:چیکارم داشتی(لبخند)
کوک: میخوام قوانین خونه رو بهت بگم الان دیگه زن منی پس باید به حرفم گوش کنی
۱ بدون اجازه من جایی نمیری
۲ جایی رفتیم لباس باز نمیپوشی
۳ بدون اجازه وارد اتاقم نمیشی
۴ با پسری دوست نمیشی اگه هم دوست بودی قطع رابطه کن باهاش
۵ بخوای مهمونی و بار بری ازم اجازه میگیری
۶ رو حرفم حرف نمیزنی
این قانون هارو بشکنی من میدونم و تو
به این که بعد از ازدواج باهات خوب میشم فکر نکرده بودی که؟؟ اگه فکرم کرده باشی بهتره بدونی اینجوری نیست قانون رو بشکنی تنبیه میشی
ویو ات:
لبخندم محو شد هنوز روز اول ازدواجمون واجب بود اینجوری بزنه تو ذوقم
ات: تنبیه چیه؟
کوک: بستگی داره ولی بهتره هیچوقت کاری نکنی که تنبیه بشی
ات:میشه بپرسم اون روز چرا زخمی شده بودی؟
کوک:ام بهتره اینم بدونی که من مافیام
ات:چییییییی(جیغ)
کوک:یا خدا کر شدم
کوک میخواد به ات نزدیک بشه که ات جیغ میزنه
ات:به من نزدیک نشو(ترس و لرز)
کوک: اگه نزدیک بشم چی (پوزخند)
از گلوی ات محکم میگیره
کوک: بهتره هیچوقت عصبیم نکنی چون خودم هم از اون روم میترسم(پوزخند) ات رو ول میکنه و کتش رو برمیداره که بره
کوک:راستی.. به فرار فکر نکن که تنبیه اون از همشون بدتره
از خونه میره
ویو ات:
این کیه دیگه مافیا؟ یعنی من زن مافیا شدم خودشم به این ترسناکی داشت رسماً خفم میکرد
من چقدر بدبختم اخههه(گریه)
(ویو ادمین: تازه اولاشه😂)
ادامه دارد...
شرطای پارت بعد:
۱۲لایک
۲۰ کامنت
۳ بازنشر
به دوست هاتون هم معرفی کنین که حمایت هامون بیشتر بشه و براتون زود زود پارت بزارم
دوستتون دارم فرشته ها🥹💗
- ۱۳.۶k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط