Part:13
Part:13
Psychopath)(روانیــ
و گرفت خوابید
فردا صبح ا/ت بلند شد
اماده شد و خواست بره شرکت که
وقتی داشت میرفت پایین تا سوار ماشین بشه
تهیونگ رو جلوی در دید
ا/ت:وای اینجا چیکار میکنی؟(تعجب)
تهیونگ:اومدم پرنسسم رو ببینم
ا/ت:ممکنه یکی ببینتمون
که خانم کانگ سوار ماشینش وارد پارکینگ شد
ا/ت دست تهیونگ رو گرفت و کشید پشت دیوار
تهیونگ جلوی ا/ت بود
ا/ت هم به دیوار چسبیده بود
تهیونگ با دستش جلوی دهن ا/ت رو گرفت
ا/ت همینجور به تهیونگ زل زده بود
انگار اون صحنه کیس بود
اما متأسفانه خانم کانگ زود ماشینش رو پارک کرد و رفت خونه ا/ت(عادیه میره اونجا خونه رو تمیز کنه بدبخت)
تهیونگ دستش رو از رو دهن ا/ت برداشت
تهیونگ:بریم من میرسونمت
ا/ت:نمیشه
تهیونگ:چرا؟
ا/ت:چون ممکنه
تهیونگ ا/ت رو بغل کرد و برد سوار ماشین کرد
ا/ت:بزار منه زمین گنده بک
تهیونگ:از کدوم نظر گنده بکم؟
ا/ت:از نظر سیکس پکات
تهیونگ:دیگه؟
ا/ت:بیشوررر
تهیونگ یکم خندید بعد ماشین رو روشن کرد و راه افتاد
تهیونگ به جای اینکه بره شرکت رفت یه بستنی فروشی
ا/ت:تهیونگ چرا نرفتی شرکت کار دارم
تهیونگ:بیا یه بستنی بخوریم بعد
ا/ت:وای نه جونگکوک اونجاست بدو بریم
اما دیر شده بود جونگکوک اون دوتا رو دیده بود
جونگکوک:ا/ت اینجا چیکار میکنی؟
ا/ت:اممم خواستم بیام بستنی بخورم
جونگکوک:با اقای کیم؟
ا/ت:نه،نه راهمون یکی بود باهاشون اومدم
جونگکوک:میگفتی خودم میومدم دنبالت
تهیونگ:خواستم برسونمشون مشکلی داره؟
ا/ت:کافیه،اشتباه من بود،باید با ماشینم میومدم
بعد ا/ت نشست روی صندلی جلوی بستنی فروشی
تهیونگ و جونگکوک همزمان گفتن:ا/ت بستنی چه طمعی میخوای؟
جونگکوک:من براش میگیرم
تهیونگ:لازم نیست خودم میگیرم
ا/ت از جاش بلند شد و به سمتشون رفت
ا/ت:اقا یه بستنی کاکائویی به من بدید
اقا:چشم
ا/ت بستنی رو گرفت و کارت کشید و بعد خوردش
خواست بره شرکت که••
جونگکوک:وایسا میبرمت
تهیونگ:من راهم یکیه میبرمتون
ا/ت تاکسی گرفت
ا/ت:با تاکسی میرم
بعد هم رفت شرکت
ویــو ا/ت
اوففف
اگه زودتر نمیومدم هنوز اون دوتا خنگ خدا داشتن دعوا میکردن
انگار سر من رقابت میکنن
از دستشون
پایان ویــو ا/ت
شرایط پارت بعد:
۷۰ لایک
۳۰ بازنشر
ببخشید دیر گذاشتم
Psychopath)(روانیــ
و گرفت خوابید
فردا صبح ا/ت بلند شد
اماده شد و خواست بره شرکت که
وقتی داشت میرفت پایین تا سوار ماشین بشه
تهیونگ رو جلوی در دید
ا/ت:وای اینجا چیکار میکنی؟(تعجب)
تهیونگ:اومدم پرنسسم رو ببینم
ا/ت:ممکنه یکی ببینتمون
که خانم کانگ سوار ماشینش وارد پارکینگ شد
ا/ت دست تهیونگ رو گرفت و کشید پشت دیوار
تهیونگ جلوی ا/ت بود
ا/ت هم به دیوار چسبیده بود
تهیونگ با دستش جلوی دهن ا/ت رو گرفت
ا/ت همینجور به تهیونگ زل زده بود
انگار اون صحنه کیس بود
اما متأسفانه خانم کانگ زود ماشینش رو پارک کرد و رفت خونه ا/ت(عادیه میره اونجا خونه رو تمیز کنه بدبخت)
تهیونگ دستش رو از رو دهن ا/ت برداشت
تهیونگ:بریم من میرسونمت
ا/ت:نمیشه
تهیونگ:چرا؟
ا/ت:چون ممکنه
تهیونگ ا/ت رو بغل کرد و برد سوار ماشین کرد
ا/ت:بزار منه زمین گنده بک
تهیونگ:از کدوم نظر گنده بکم؟
ا/ت:از نظر سیکس پکات
تهیونگ:دیگه؟
ا/ت:بیشوررر
تهیونگ یکم خندید بعد ماشین رو روشن کرد و راه افتاد
تهیونگ به جای اینکه بره شرکت رفت یه بستنی فروشی
ا/ت:تهیونگ چرا نرفتی شرکت کار دارم
تهیونگ:بیا یه بستنی بخوریم بعد
ا/ت:وای نه جونگکوک اونجاست بدو بریم
اما دیر شده بود جونگکوک اون دوتا رو دیده بود
جونگکوک:ا/ت اینجا چیکار میکنی؟
ا/ت:اممم خواستم بیام بستنی بخورم
جونگکوک:با اقای کیم؟
ا/ت:نه،نه راهمون یکی بود باهاشون اومدم
جونگکوک:میگفتی خودم میومدم دنبالت
تهیونگ:خواستم برسونمشون مشکلی داره؟
ا/ت:کافیه،اشتباه من بود،باید با ماشینم میومدم
بعد ا/ت نشست روی صندلی جلوی بستنی فروشی
تهیونگ و جونگکوک همزمان گفتن:ا/ت بستنی چه طمعی میخوای؟
جونگکوک:من براش میگیرم
تهیونگ:لازم نیست خودم میگیرم
ا/ت از جاش بلند شد و به سمتشون رفت
ا/ت:اقا یه بستنی کاکائویی به من بدید
اقا:چشم
ا/ت بستنی رو گرفت و کارت کشید و بعد خوردش
خواست بره شرکت که••
جونگکوک:وایسا میبرمت
تهیونگ:من راهم یکیه میبرمتون
ا/ت تاکسی گرفت
ا/ت:با تاکسی میرم
بعد هم رفت شرکت
ویــو ا/ت
اوففف
اگه زودتر نمیومدم هنوز اون دوتا خنگ خدا داشتن دعوا میکردن
انگار سر من رقابت میکنن
از دستشون
پایان ویــو ا/ت
شرایط پارت بعد:
۷۰ لایک
۳۰ بازنشر
ببخشید دیر گذاشتم
- ۵۵۹
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط