{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در مرگ عاشقانه ی نيلوفران صبح

در مرگ عاشقانه ی نيلوفران صبح
در زير لاجورد غم انگيز آسمان
در چهره ی زمان
در چشمه سار گرم و کف آلود آفتاب
در قطره های آب
در سايه های بيشه ی انبوه دوردست
در آفتاب گرم و گدازان ريگزار
در سرزمين گمشده ای بی نشان و نام
در نوشخند روز
در زهرخند جام

در هرچه هست و نيست
در هر چه بود و هست
در شعله ی شراب
در گريه های مست ...

در هر کجا که می گذرد سايه ی حيات
سرمست و پر نشاط
رو کن به سوی عشق
رو کن به سوی چهره ی خندان زندگی ...

صبحتون بخیر‌وشادی.‌‌.‌.
روز و روزگارتون خوب و شیرین‌‌‌...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

درآسمـانِ عشقت، هر روز و شب پریدمدرد و بلای عشقت ، با جان و...

از دل دامنه ی مشرقی کوه بلندچشمه ی پاک سحر می جوشدبره آهو به...

قصدِ رفتن داری و این پا و آن پا می کنیخوب می دانی چه داری با...

نمیدانم چرا پیش ِ منی و باز دلتنــــگم چنان پیغمبری تنها و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط