{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

half brother part : ۵۶

لبامو روی هم فشردم شهوت داشت منو میکشت نفسای عمیقشو بیرون میداد و میتونستم گرماشونو روی کمر و گردنم حس کنم و بعد بالاخره بی خیال احتیاط شد. جونگکوک واقعا داشت منو میگایید دلم میخواست بیشترش کنه باید میفهمیدم تا کجا پیش میره
+ جونگکوک سخت تر ضربه بزن
حرفم باعث شد تا به باس*نم چنگ بزنه و محکم تر خودشو بهم بكوبه... غیر ممکن بود جیغ نزنم لعنتی عالی بود به طرز عجیبی دلم میخواست زیرش ناله کنم و جیغ بزنم
بالاخره ریتم ضربه هاش دستم اومد و خودمو با هرریم تکون میدادم این کار باعث شد که لبه پرتگاه نزدیک بشه
جونگکوک: گرتا با خودت ور برو
دستمو بردم پایین و مشغول مالیدن کلیتوریسم شدم باس*نمو بالاتر کشید و باعث شد عمیق تر درونم حسش کنم بیشتر بالا کشید و ضربه هاش داشتن منو به اوج
می رسوندن
جونگکوک: حسش میکنی؟
گرتا: آره آره بی نظیره
نالید من تا حالا این قدر عمیق داخل کسی نبودم هیچ وقت همچین حسی نداشتم
دستور داد : _ اول تو باید ارضا بشی من میخوام روی پشتت کمرمو خالی کنم
شنیدن این خواسته ش باعث شد فورا همون لحظه به اوج برسم دهنمو روی زمین فشار دادم تا جیغ حاصل از ارضام بیرون نره
بیرون کشید و صدای بیرون کشیدن کان*دومو شنیدم و بعد مایع گرمی بود که روی پشتم جاری شد. آبش روی پشتم چیزی نبود که فکر میکردم ازش لذت ببرم اما لعنتی عاشق این کارش شدم
_ الان بر می گردم
اینو گفت و دوید به سمت دستشویی تا حوله بیاره
بلندم کرد و برد سمت تخت شماره دیجیتالی کنار تخت باعث شد تا عصبی بشم
نزدیک چهار صبح بود
کنار هم دراز کشیدیم و به هم خیره شدیم
شستشو روی گونه م کشید
_ خوبی؟
لبخند زدم: + آره دیوونه کننده بود
جونگکوک: این اتفاقیه که وقتی میخوای بهت رحم نکنم میافته خیلی برات زیاد بود؟
گرتا : نه انتظارشو داشتم
جونگکوک: انتظارشو داشتی؟ انتظار داشتی نبرد نهایی روی زمین باشه؟
خندیدم
+ نه اون یکیش سورپرایز بود
جونگکوک: منم تا حالا این کارو نکرده بودم و دلم میخواست یه چیز جدید امتحان کنم
گرتا: واقعا؟
جونگکوک: کاش زمان بیشتری داشتیم دلم میخواست همه کار باهات بکنم
گرتا : منم همین طور مثلا تا ابدیت وقت داشتیم
خستگی عشق بازیمون منو از پا درآورد چون حتی یادم نمیاد کی خوابم برد. پنج صبح بود و خورشید بالا اومده بود وقتی بیدار شدم جونگکوک بالای سرم بود و خودشو با بوسیدن گردنم سرگرم کرده بود اوه لعنتی تحریک شده بود و حتی کاندوم هم داشت. همون طور که گردنم و بعد سینه هامو هامو می لیسید، نفسهای شهوتیشو حس میکردم و لعنتی منم خیس بودم و کاملا آماده از کل شب بیدارتر بودم

های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید یادتون نره
دیدگاه ها (۲۱)

half brother part : 57

half brother part : 58

half brother part : 50

سلام عزیزان بیان باهام دیگه صحبت کنیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط